السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
576
تفسير الميزان ( فارسي )
ملت از سيره و سنت عملى آن مردم خبر مىدهد ، در قرآن كريم آمده : « مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » « 1 » ، و نيز از يوسف ( ع ) حكايت كرده كه گفت : « إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّه ، وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ ، وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ » « 2 » ، كه در آيه اول كلمه ملت در مورد فرد ، و در آيه دوم هم در مورد فرد و هم در مورد قوم استعمال شده ، و در آيه بعدى كه حكايت كلام كفار به پيغمبران خويش است تنها در مورد قوم به كار رفته ( توجه فرمائيد ) « لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا » « 3 » . پس خلاصه آنچه گفتيم اين شد كه دين در اصطلاح قرآن اعم از شريعت و ملت است و شريعت و ملت دو كلمه تقريبا مترادفند با مختصر فرقى كه از حيث عنايت لفظ در آن دو هست . * ( « وَلَوْ شاءَ اللَّه لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَلكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ » ) * اين جمله بيانگر علت اختلاف شريعتهاى مختلف است و منظور از امت واحده كردن همه انسانها اين نيست كه تكوينا آنها را يك امت قرار دهد ، و همه انسانها يك نوع باشند ، چون همه انسانها يك نوع هستند ، و يك جور زندگى مىكنند ، هم چنان كه در آيه زير انسانها را يك امت و يك نوع دانسته ، مىفرمايد : « وَلَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَمَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ » « 4 » . بلكه مراد اين است كه از نظر اعتبار آنها را امتى واحده كند ، به طورى كه استعداد همه آنها برابر باشد و در نتيجه نزديك به هم بودن درجاتشان همه بتوانند يك شريعت را قبول كنند ، پس جمله : * ( « وَلَوْ شاءَ اللَّه لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً » ) * از قبيل به كار بردن علت شرط است در جاى خود شرط تا معنا و مطلب بهتر در ذهن شنونده جاى گيرد ، و بهتر بتواند جزاى شرط را كه همان جمله * ( « وَلكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ » ) * است بهتر بفهمد و حاصل معنا اين است كه اگر ما
--> ( 1 ) كيش ابراهيم معتدل بود و او از مشركين نبود . « سوره بقره ، آيه 135 » . ( 2 ) من كيش مردمى را كه به خدا ايمان ندارند و به روز جزا كفر مىورزند ترك گفته پيروى كيش پدرانم را كردم يعنى ابراهيم و اسحاق و يعقوب . « سوره يوسف ، آيه 38 » . ( 3 ) شما را از سرزمين خود بيرون مىكنيم مگر آنكه به كيش ، ما برگرديد . « سوره ابراهيم ، آيه 13 » . ( 4 ) اگر نبود كه انسانها نوع واحدى بودند و حكمت ما اقتضا مىكرد كه همه انسانها را يك جور خلق كنيم ، هر آينه براى كسانى كه به رحمان كفر مىورزند خانه هايى قرار مىداديم كه سقف آن از نقره باشد و نردبانهايى كه از آن بالا روند . « سوره زخرف ، آيه 33 » .