السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
559
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِيها حُكْمُ اللَّه ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ » ) * در اين جمله مىخواهد شنونده را از رفتار يهوديان به شگفت وادار نمايد كه مىفرمايد يهود امتى است صاحب كتاب و شريعت و منكر نبوت و كتاب و شريعت تو ، فعلا به واقعه اى بر خوردهاند كه حكمش در كتاب خودشان نيز هست ولى نمىخواهند آن حكم را كه حكم خدا است جارى سازند ، با اين حال چگونه به حكم تو كه آن نيز همان حكم خدا است تن در مىدهند ؟ معلوم است كه تن در نمىدهند اينان از كتاب خدا و حكم آن گريزانند هرگز به آن ايمان نخواهند آورد . و بر اساس اين معنا جمله : * ( « ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ » ) * چنين معنا مىدهد كه « يتولون » اعراض مىكنند از حكم واقعه به اينكه تورات نزد ايشان است و حكم خدا در آن تورات موجود است و جمله : * ( « وَما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ » ) * چنين معنا مىدهد كه اين طائفه از آنهايى نيستند كه به تورات و حكم آن ايمان بياورند پس اينها گروهى هستند كه از ايمان به تورات و به حكم تورات به سوى كفر گرائيدهاند . و ممكن است از جمله : * ( « ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ . . . » ) * فهميده شود كه منظور تولى و اعراض از حكمى است كه رسول خدا ( ص ) بكند و از جمله : * ( « وَما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ » ) * فهميده شود كه منظور ايمان نياوردن آنان به رسول خدا ( ص ) است چون از مراجعه آنان به رسول خدا ( ص ) و تحكيم كردنشان آن جناب را همين معنا استفاده مىشود ممكن هم است منظور ايمان نياوردن به تورات و به رسول خدا ( هر دو ) باشد و ليكن معنايى كه قبلا كرديم با سياق آيات مناسبتر است و در اين آيه حكم تورات كه در آن ايام در دست يهوديان بوده تصديق شده و آن توراتى بوده كه بعد از فتح بابل ، عزراء با اذن كورش پادشاه ايران جمع كرده و بنى اسرائيل را از اسارت بابلىها نجات داده و اجازه داد كه از بابل به فلسطين برگردند و هيكل معبد يهود - را - كه به دست بابليها ويران شده بود - تعمير كنند و همين تورات در زمان رسول خدا ( ص ) و تا به امروز در دست يهود است پس قرآن تصديق مىكند كه در تورات موجود ، حكم خدا وجود دارد هم چنان كه مىفرمايد كه در اين تورات تحريف و تغيير هست . از همه اينها نتيجه مىگيريم كه در تورات موجود ، و دائر در بين يهود امروز ، مقدارى از تورات اصلى كه بر موسى ( ع ) نازل شده وجود دارد و مقدارى هم از مطالب تحريفى وجود دارد خلاصه در تورات اصلى دستبرد شده كه يا چيزهايى به آن اضافه كردهاند و يا از آن