السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
555
تفسير الميزان ( فارسي )
خواهد آمد « 1 » . و اين آيات در عين اينكه در باره داستانى شخصى نازل شده بياناتش مستقل است و مقيد به آن قصه نيست و اين خود از مشخصات آيات قرآنى است كه هر چند در باره شان نزول معينى نازل شده باشد و سبب خاصى از حوادث واقعه ، زمينه نزول آن آيات باشد مع ذلك آن سبب خاص به عنوان مصداقى از مصاديق بسيار تلقى شده كه بعدها نيز تحقق مىيابد و اين بدان جهت است كه قرآن كريم در باره عصر نزولش و مردم آن عصر نازل نشده كتابى است جهانى و دائمى ، مقيد به زمان و مكان خاصى نيست و به قوم يا حادثه خاصى اختصاص ندارد ، هم چنان كه در آن آمده : « إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ » « 2 » و نيز فرموده : « تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِه لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً » « 3 » و نيز فرموده : « وَإِنَّه لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيه الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَلا مِنْ خَلْفِه » « 4 » . * ( « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ » ) * اين آيه شريفه خاطر خطير رسول خدا ( ص ) را از آنچه از نامبردگان در آيه مشاهده كرده است ، تسليت و دلخوشى مىدهد و نامبردگان ( منافقين ) كسانى بودند كه به سوى كفر سرعت مىگرفتند يعنى به سرعت راه مىپيمودند و از افعال و اقوالشان موجبات كفر يكى پس از ديگرى مشاهده مىشود پس اين منافقين كافر و شتابگر در كفرشان هستند و معلوم است كه مسارعت « در كفر » معنايى دارد كه غير از آن معنايى است كه در مسارعت « به سوى كفر » است . * ( « مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ » ) * اين جمله بيانگر وضع همان كسانى است كه در جمله قبل در باره آنان فرمود كه : « در كفر مسارعت مىكنند » مىفرمايد : نامبردگان عبارتند از منافقينى كه به زبان مىگويند ايمان آورديم ولى دلهايشان ايمان نياورده و اينكه به جاى موصوف يعنى منافقين ، صفت آنان را آورده و فرموده كسانى كه چنين و چنانند خود اشاره اى است به اينكه چرا رسول خدا
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 3 - 4 ص 194 - 193 . ( 2 ) اين كتاب تذكار همه عالميان است . « سوره يوسف ، آيه 104 » . ( 3 ) پر خير و بركت است آن خدايى كه فرقان را بر بنده اش نازل كرد تا بيم دهنده همه عالميان باشد . « سوره فرقان ، آيه 1 » . ( 4 ) قرآن كتابى است شكست ناپذير ، نه در عصر نزولش كسى مىتواند بر آن خرده گيرد چون حتى يك باطل در آن نيست و نه در آينده يكى از احكام حقش باطل مىشود . « سوره فصلت ، آيه 42 » .