السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

553

تفسير الميزان ( فارسي )

تورات را نيز ما نازل كرديم كه در آن هدايت و نور بود و انبياء كه دين اسلام داشتند با آن در بين يهوديان حكم مىكردند ، و همچنين علماى ربانى و مربى مردم و خبرگان از يهود و نصارا به مقدارى كه از كتاب خدا حفظ بودند و بر آن شهادت مىدادند طبق آن در بين مردم حكم مىكردند ( پس شما علماى يهود عصر حاضر به هيچ انگيزه اى احكام و آيات تورات را دگرگون مسازيد نه به انگيزه ترس و نه به انگيزه طمع ) پس از مردم نترسيد و تنها از من بترسيد و به طمع مال و آقايى ، آيات مرا به بهايى اندك نفروشيد كه هر كس بدانچه خدا نازل كرده حكم نكند او و همفكرانش كافرانند ( 44 ) . و ما در تورات عليه يهوديان در باب قصاص حكم كرديم به اينكه جان قاتل در برابر قتلش و چشم جانى در برابر چشمى كه از ديگرى كور كرده و بينى جانى در برابر بينى ديگرى كه بريده شده ، گرفته شود ، و هر جراحتى كه جانى بر ديگران وارد آورده بر او وارد مىآورند ، و قصاص مىگيرند - مگر آنكه آسيب ديده تصدق و احسان كند - پس اگر كسى تصدق كند و قصاص نگيرد ، اين عمل نيكش كفاره گناهان او مىشود ، - و باز تكرار مىكنم - كسى كه حكم نكند بدانچه خدا نازل كرده او و همفكرانش از ظالمانند ( 45 ) . ما به دنبال آن پيامبران عيسى بن مريم را با شريعتى فرستاديم كه مصدق شريعتى بود كه از تورات در بين يهوديان آن روز باقيمانده بود و به او كتاب انجيل را بشارت داديم كه در آن هدايت به اصول دين صحيح و نور بود ، آن نيز مصدق احكام باقيمانده از تورات و هدايت به فروع دين و موعظه براى متقيان بود ( 46 ) . و اهل انجيل بايد بر طبق آنچه خدا در اين كتاب نازل كرده حكم كنند و كسى كه حكم نكند بدانچه خدا نازل كرده او و همفكرانش فاسق و عصيانپيشگانند ( 47 ) . اين كتاب را هم كه به حق بر تو نازل كرده‌ايم مصدق باقيمانده از كتابهاى قبلى و مسلط بر حفظ آنها است پس در بين مسلمانان طبق آنچه خدا نازل كرده حكم كن و پيروى هوا و هوس آنان تو را از دين حقى كه نزدت آمده باز ندارد ، براى هر ملتى از شما انسانها ، شريعتى قرار داديم و اگر خدا مىخواست همه شما را امتى واحد مىكرد - و در نتيجه يك شريعت براى همه ادوار تاريخ بشر تشريع مىكرد - و ليكن خواست تا شما امتها را با دينى كه براى هر فرد فردتان فرستاده بيازمايد ، بنا بر اين به سوى خيرات از يكديگر سبقت بگيريد ، كه باز گشت همه شما به سوى خدا است ، در آن هنگامه ، شما را بدانچه در آن اختلاف مىكرديد خبر مىدهد ( 48 ) . باز تكرار مىكنم كه در بين مسلمانان بدانچه خدا نازل كرده حكم كن ، و از هوا و هوس آنان پيروى مكن ، و بترس از اينكه نسبت به بعضى از احكامى كه نازل شده ، غافل و دچار فتنه ات سازند و اگر از قبول دعوتت اعراض مىكنند بايد بدانى كه علتش اين است كه قبلا گناهانى كرده بوده‌اند ، و خدا مىخواهد اثر بعضى از آن گناهان را به ايشان برساند ، - و آن همين است كه حق را نپذيرند - آرى بسيارى از مردم عصيانگرند ( 49 ) . اينان با اعراض خود از دين حق چه مىجويند و چه چيز به جز حكم جاهليت مىتوانند بجويند و كيست كه حكمش بهتر از حكم خدا باشد ؟ پس اينان مردمى صاحب يقين نيستند ( 50 ) .