السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
514
تفسير الميزان ( فارسي )
و سكون جيم ) در لغت به معناى جنايت است « 1 » . و راغب در مفردات گفته : كلمه « أجل » به معناى جنايتى است كه خوف آن رود كه در بلند مدت رخ بدهد ، پس هر أجلى جنايت هست ولى هر جنايتى أجل نيست ، مثلا گفته مىشود « فعلت ذلك من اجله - من اين كار را به خاطر او انجام دادم » « 2 » و اين كلمه بتدريج در معناى غير لغويش يعنى در تعليل استعمال شد ، وقتى گفته مىشود : « فعلته من اجل كذا » معنايش اين است كه : « من اگر اين كار را كردم به علت فلان بود » ، و خلاصه سبب عمل من فلان شىء بود ، و بعيد نيست كه استعمال كلمه مورد بحث در تعليل نخست از اينجا شروع شده باشد كه جرم و جنايتى رخ داده ، و ما فوق مجرم را تنبيه كرده و گفته است : « اساء فلان و من اجل ذلك ادبته بالضرب - فلانى كار زشتى كرد و از اين جهت من او را با كتك تاديب كردم » ، كه در حقيقت خواسته است بگويد : كتك زدن من ناشى بود از جنايت و جرمى كه آن جرم وى را آلوده ساخت ، و يا او خود را با آن جرم آلوده ساخت ، سپس بتدريج يكسره به عنوان تعليل استعمال شده ، چنين گفتند : « ازورك من اجل حيى لك و لاجل حبى لك - منشا اينكه تو را زيارت كردم محبتى است كه به تو دارم و به علت محبتم نسبت به تو بوده است » . و از ظاهر سياق بر مىآيد كه اشاره كلمه « ذلك » به داستان پسران آدم است ، كه قبلا يعنى در آيات قبلى سخن از آن رفت ، و بنا بر اين معناى جمله مورد بحث چنين مىشود كه : پيش آمدن حادثه فجيع پسران آدم باعث شد كه ما بر بنى اسرائيل چنين و چنان حكمى بكنيم ، و چه بسا مفسرينى كه گفته باشند : جار و مجرور « من أجل » متعلق است به جمله : * ( « فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ » ) * كه در آيه قبلى است ، و معنايش اين است كه « اصبح من النادمين من اجل ذلك - قاتل به خاطر همين پشيمان شد » « 3 » ، و خلاصه كلام اينكه « ذلك - اين حادثه » باعث پشيمانى او شد ، و اين قول و نظريه هر چند كه فى نفسه و با قطع نظر از جمله هاى بعديش نظريه بعيدى نيست ، و نظيرش كه اول آيه اى جار و مجرور باشد و متعلق به آخر آيه قبل باشد ، در قرآن كريم آمده ، آنجا كه مىفرمايد : « كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّه لَكُمُ الآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى » « 4 » ، الا اينكه اين نظريه لازمه اى دارد كه قابل قبول نيست و آن اين است
--> ( 1 ) تفسير مجمع البيان ، ج 6 ص 186 ط ايران . ( 2 ) مفردات راغب ص 11 . ( 3 ) تفسير روح المعانى ، ج 6 ص 105 . ( 4 ) « سوره بقره ، آيه 230 » .