السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
506
تفسير الميزان ( فارسي )
آورده « 1 » . و سخن كوتاه اينكه خداى سبحان همان كسى است كه خواص اشيايى كه حواس بشر توانايى دسترسى به آنها و احساس آنها را دارد را به بشر تعليم داده ، و از طريق حواس او به او تعليم داده ، آن گاه تمامى آنچه در آسمان و زمين است مسخر وى و رام وى كرده و فرموده : « وَسَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مِنْه » « 2 » . و اين تسخير جز براى اين نبوده كه بشر با نوعى تصرف در اين موجودات زمين و آسمان به اهداف زندگيش و به آرزوهايش برسد ، و به عبارتى ديگر موجودات عالم را به وجود بشر گره زده و مرتبط كرده تا بشر به وسيله آنها سود ببرد و براى سود بردن از موجودات او را موجودى متفكر خلق كرده كه او را به چگونگى تصرف و چگونگى استعمال هر موجودى هدايت و راهنمايى كند تا در نتيجه به هدفش برسد ، يكى از ادله اين ادعا آيات شريفه زير است - توجه بفرمائيد - « ألَمْ تَرَ أَنَّ اللَّه سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي الأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِه » « 3 » ، « وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَالأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ » « 4 » ، « عَلَيْها وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ » « 5 » ، و آياتى
--> ( 1 ) حاصل گفتار اين گوينده اين است كه ما دخالت اسباب را قبول داريم ، اما بدان جهت كه توحيد ما كاملتر است ، معتقديم وجود اسباب ضرورى و واجب نيست ، خدا قادر است كه بدون اسباب هم عالم را خلق و تدبير كند ، چون اگر بگوئيم وجود اسباب ضرورى است تنها يك راه را براى خداى تعالى باقى گذاشتهايم ، و آن خلقت و تدبير به وسيله اسباب است و بس ، و هر فاعلى كه فقط يك راه داشته باشد و قادر بر فعل و ترك نباشد ، آن فاعل موجب و بى اختيار است « الاسفار الاربعة ج 6 ص 371 - 370 » ، مانند گل محمدى كه در داشتن بوى خوش فقط يك راه دارد ، آن هم داشتن بوى خوش است ، و نمىتواند غير آن باشد ، مؤلف در اشكال به سخن اين شخص ، فرموده كه وى ندانسته به گفته خود نقص وارد كرده است . توضيحش اين است كه دخالت اسباب وقتى مضر به توحيد كامل هستند كه مستقل در دخالت باشند و گوينده بالا همين پندار را داشته ، و گرنه اگر به همه اسباب از ديدگاه آلات و ادوات خداى تعالى براى به كار بردن مشيتش مىنگريست اين حرف را نمىزد ، پس خود او با اين گفتارش سند به دست خواننده داده كه به خيال او اسباب هم در مقابل خداى تعالى مسببهاى مستقلى هستند ، و جان كلام اينجا است كه خواسته است به خيال خود توحيد كامل خود را اثبات كند ولى شرط خود را اثبات كرده « مترجم » ) . ( 2 ) « سوره جاثيه آيه 13 » . ( 3 ) مگر نديدى كه خدا آنچه در زمين است و كشتى دريا را براى شما مسخر كرد ، تا به امر او در دريا به حركت در آيد . « سوره حج ، آيه 65 » . ( 4 ) و از كشتىها و چهار پايان چيزهايى براى سوار شدن شما قرار داد . « سوره زخرف ، آيه 12 » . ( 5 ) و بر دوش چهار پايان و بر پشت كشتىها سوارتان مىكند . « سوره غافر ، آيه 80 » .