السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
504
تفسير الميزان ( فارسي )
تعالى از طريق حس به او تعليم داده ، هم چنان كه آيه مورد بحث يكى از آن علوم را به عنوان نمونه ذكر كرده و مىفرمايد : « پس خداى تعالى كلاغى را مبعوث كرد تا زمين را كندوكاو كند و در نتيجه به قاتل نشان دهد كه چگونه جسد برادرش را دفن كند » ( تا آخر آيه ) . پس اينكه مىبينيم خداى سبحان در نقل اين گوشه از داستان پسران آدم نفرمود : « كلاغى تصادفا آمد و زمين را كندوكاو كرد و قاتل از كار او چاره كار خود را جست » بلكه فرمود : « خداى تعالى كلاغى را فرستاد تا نشان دهد كه چگونه مىتوان چيزى را در زمين پنهان كرد » ، براى اين بوده كه بفهماند در حقيقت كيفيت پنهان كردن جسد برادر در زمين را خداى تعالى به قاتل ياد داد و تعليم كرد ، پس كلاغ گو اينكه خودش متوجه نبوده كه مامور خداى سبحان است ، و همچنين پسر آدم متوجه نبود كه خدايى مدبر دارد امر او را تدبير مىكند ، و فكر او را هدايت مىنمايد ، و بر حسب نظر ظاهرى آمدن كلاغ تصادفى و سبب شدن عمل آن حيوان براى راه يا بى پسر آدم اتفاقى بوده ، مثل ساير راه يابىهايى كه انسانها در امر معاش و معاد خود دارند و ليكن سر نخ در همه اينها به دست خداى سبحان است ، او است كه بشر را آفريده و به سوى كمال علم و به منظور رسيدنش به هدف زندگى هدايتش كرده و مىكند و عالم كون را به نوعى تنظيم كرده ، كه بشر خود به خود و از راه تماس و اصطكاك با اجزاى عالم چيزهايى بفهمد و در نتيجه كسب كمال كند ، پس اين خداى سبحان است كه در آن روز و روزهاى ديگر كلاغ را و چيزهاى ديگر را وادار ساخته كه كار خود را در برابر چشم بشر انجام دهند و به بشر چيزهايى را تعليم كنند پس معلم بشر خود خداى تعالى است . و اين جريان در قرآن كريم نظائرى دارد ، مانند آيه شريفه زير كه مىفرمايد : « وَما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّه » « 1 » ، كه آنچه را بشر مىداند ، و آنچه كه بشر از دانسته هاى خود به سگ شكارى تعليم مىدهد را ، تعليم خداى تعالى مىداند ، با اينكه آنچه كه هر انسانى مىداند يا از ساير مردم آموخته ، و يا به ابتكار فكر خود به دست آورده ، در عين حال همه اينها را تعليم الهى مىداند ، و نيز آيه زير است : « وَاتَّقُوا اللَّه وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّه » « 2 » ، كه ملاحظه مىكنيد با اينكه مسلمين هر چه از دين آموخته بودند از رسول خدا ( ص ) گرفته بودند مع ذلك نسبت تعليم را به خود خداى تعالى داده ، و آيه
--> ( 1 ) و آنچه از سگهاى شكارى كه شما آنها را از آنچه كه خداى تعالى به خودتان تعليم داده تعليم مىدهيد . « سوره مائده ، آيه 4 » . ( 2 ) از خدا بترسيد و اين است كه به شما تعليم مىدهد . « سوره بقره آيه 282 » .