السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
498
تفسير الميزان ( فارسي )
يكبارگى را مىرساند ، پس اطاعت به معناى يكباره فرمان بردن است ، هم چنان كه در غالب واژه ها و ماده هاى افعال دو باب افعال و تفعيل اين دو دلالت را دارند ، يعنى باب افعال يكبارگى و باب تفعيل تدريج را مىرساند ، پس در آيه شريفه تطويع نفس ، به اين معنا است كه نفس به تدريج به وسيله وسوسه هاى پى در پى و تصميمهاى متوالى به انجام عمل نزديك مىشود ، تا در آخر منقاد آن فعل شده و بطور كامل اطاعتش از آن فعل تمام شود ، پس معناى جمله اين است كه « نفس او منقاد او شد ، و به تدريج امر او را كه همان كشتن برادر بود اطاعت كرد » و بنا بر اين كلمه * ( « قَتْلَ أَخِيه » ) * از باب به كار بردن مامور در جاى امر است ، هم چنان كه خود ما نيز در گفتگوهاى روز مره خود مىگوئيم « فلانى چنين اطاعت كرد » ، و منظورمان اين است كه « فلانى فلان دستور را به اينطور اطاعت كرد » . ولى چه بسا بعضى از مفسرين گفته باشند كه معناى كلمه : « طوعت » اصلا از باب اطاعت نيست بلكه به معناى « زينت زينت داد » است و بنا بر اين ، كلمه « قتل اخيه » مفعول به براى كلمه : « طوعت » است و معناى جمله اين است كه نفس او كشتن برادر را برايش زينت داد « 1 » ، و چه بسا بعضى ديگر گويند به معناى « طاوعت » است و معناى جمله مورد بحث اين است كه « نفس او در كشتن برادر براى او رام شد » ، ( طاوعت له نفسه فى قتل اخيه ) و بنا بر اين وجه كلمه « قتل » كه در آيه به صداى بالا آمده به خاطر اين نيست كه مفعول باشد ، بلكه به خاطر اين است كه به اصطلاح خافض آن حذف شد ، يعنى حرف جر ( فى ) در آن حذف شده است « 2 » ، و معناى آيه روشن است . و اى بسا از جمله : * ( « فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ » ) * استفاده كرده باشند كه معلوم مىشود قاتل برادر خود را در شب كشته ، چون مىفرمايد : « صبح كرد در حالى كه از زيانكاران شده بود » « 3 » ولى اين استفاده بطورى كه ديگران نيز گفتهاند درست نيست ، براى اينكه كلمه « اصبح » كه در مقابل كلمه : « أمسى » است اگر چه به حسب اصل معنا اين نكته را مىرساند و ليكن اين كلمه در عرف عرب معناى ديگرى به خود گرفته و آن معناى كلمه « صار » است ، عرب وقتى مىگويد : « اصبح زيد عالما » منظورش اين نيست كه بگويد زيد صبح كرد در حالى كه عالم بود بلكه منظورش اين است كه بگويد زيد عالم شد ، پس اصبح معناى ( شد ) را مىدهد ، و در قرآن كريم هم بسيار در اين معنا استعمال شده ، از آن جمله آيات زير است ( توجه
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 3 و 4 ص 184 . ( 2 و 3 ) مجمع البيان ج 3 و 4 ص 184 .