السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
463
تفسير الميزان ( فارسي )
( ص ) فرستاده خدا است ، مگر شما نبوديد كه قبل از بعثت آن جناب ، در باره اش صحبت مىكرديد نشانيهايش را مىگفتيد چطور شد حالا كه او مبعوث شده دعوتش را قبول نمىكنيد ، رافع بن حريمله و وهب بن يهودا قضيه را حاشا كرده و گفتند : ما هرگز چنين سخنى را براى شما نگفتيم و خدا بعد از موسى هيچ كتابى نازل نكرده نه انجيل را قبول داريم و نه قرآن را ( و هيچ بشير و نذيرى نفرستاده - نه عيسى و نه محمد ) ، خداى عز و جل در رد گفتار آنان اين آيه را نازل كرد كه : * ( « يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ . . . » ) * « 1 » و اين روايت را سيوطى نيز در الدر المنثور از ابن عباس و از غير او آورده ، و رواياتى ديگر نيز نقل نموده است . « 2 » و از مضامين اين روايات به خوبى بر مىآيد كه مانند ساير روايات وارده در شان نزول آيات همه از باب تطبيقهايى است كه اشخاص كردهاند ، قضايايى را با آيه اى از آيات تطبيق نمودهاند ، آن گاه ( يا خود آنان و يا دست دومىها ) آن قضايا را شان نزول و سبب نزول معرفى كردهاند ، پس در حقيقت روايات شان نزول اسباب نزول نيستند ، بلكه اسباب نظريه هايند و آيات مورد بحث از جهت نزول مطلق است .
--> ( 1 ) جامع البيان ج 6 ص 107 . ( 2 ) در المنثور ج 2 ص 269 - 268 .