السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
460
تفسير الميزان ( فارسي )
داشتهاند و در عين اختلافى كه در مشرب داشتهاند ، بين ظواهر دينى و بين مسائل عرفانى نوعى آشتى و توافق بر قرار كنند ، مانند محيى الدين عربى ، و عبد الرزاق كاشانى ، و ابن فهد ، و شهيد ثانى ، و فيض كاشانى . بعضى ديگر در صدد بر آمدهاند بين فلسفه و عرفان صلح و آشتى بر قرار سازند ، مانند ابى نصر فارابى و شيخ سهروردى صاحب اشراق ، و شيخ صائن الدين محمد تركه . بعضى ديگر در اين مقام بر آمدهاند تا بين « ظواهر دينى » و « فلسفه » آشتى بر قرار سازند ، چون قاضى سعيد و غيره . بعضى ديگر خواستهاند بين هر سه مشرب و مرام توافق دهند ، چون ابن سينا كه در تفسيرها و ساير كتبش دارد ، و صدر المتالهين شيرازى در كتابها و رساله هايش و جمعى ديگر كه بعد از وى بودند . ولى با همه اين احوال اختلاف اين سه مشرب آن قدر عميق و ريشه دار است كه اين بزرگان نيز نتوانستند كارى در رفع آن صورت دهند ، بلكه هر چه در قطع ريشه اختلاف بيشتر كوشيدند ريشه را ريشه دارتر كردند ، و هر چه در صدد خاموش كردن اختلاف بر آمدهاند دامنه اين آتش را شعله ورتر ساختند . و شما خواننده عزيز به عيان مىبينى كه اهل هر فنى از اين فنون اهل فن ديگر را جاهل يا بى دين يا سفيه و ابله مىخواند ، و عامه مردم را مىبينى كه هر سه طائفه را منحرف مىدانند . همه اين بدبختىها در آن روزى گريبان مسلمانان را گرفت كه از دعوت كتاب به تفكر دسته جمعى تخلف كردند ، براى فهم حقائق و معارف دينى لجنه تشكيل ندادند ، هر كسى براى خود راهى پيش گرفت با اينكه قرآن كريم فرموده بود : « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا » « 1 » ، البته اين يك علت تفرقه مسلمين بود علتهاى ديگرى براى اين وضع هست . بار الها همه ما را به سوى آنچه مايه خشنودى تو از ما است هدايت فرما ، و كلمه ما را بر حق جمع و متفق فرما و از ناحيه خودت موهبتى از ولايتت ارزانى بدار ، و از ناحيه خويش ياورى بما ببخش .
--> ( 1 ) همه با هم به ريسمان خدا چنگ بزنيد و تك روى مكنيد . « سوره آل عمران ، آيه 103 »