السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
417
تفسير الميزان ( فارسي )
« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » « 1 » . و در باره وضو فرموده : « ما يُرِيدُ اللَّه لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَه عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » « 2 » و آياتى ديگر از اين قبيل . و اين ادراك عقلى يعنى تشخيص اينكه طريقه فكر صحيح كدام است كه قرآن كريم تصديق حق بودن و خير بودن و نافع بودن آنچه بدان دعوت مىكند را به چنان فكرى حواله مىدهد ، و نيز تصديق باطل بودن و شر و مضر بودن آنچه كه از آن نهى مىكند را به چنان فكرى واگذار نموده ، در نهاد خود ما انسانها است ، يعنى خود ما با فطرتمان تشخيص مىدهيم كه طريقه فكر صحيح كدام است ، با فطرتى كه در همه آنها يكسان هستند ، و هيچگاه دستخوش تغيير و تبديل نگشته ، و مورد اختلاف واقع نمىشود ، كه يك انسان بگويد فطرت من چنين حكم مىكند ، و انسانى ديگر بگويد فطرت من چنين حكم نمىكند بلكه بگونه اى ديگر حكم مىنمايد ، آرى فطرت امرى است كه حتى دو فرد انسان در احكام آن اختلاف ندارند و اگر اختلافى و نزاعى فرض شود از قبيل نزاع در بديهيات است كه وقتى خوب شكافته شود معلوم مىشود يكى از دو طرف و يا هر دو طرف مورد نزاع را آن طور كه بايد تصور نكردهاند ، چون نتوانستهاند به يكديگر بفهمانند ( نظير مشاجره و نزاع آن سه نفر هم غذا كه يكى پيشنهاد مىكرد امروز نان و انگور بخوريم ، آن ديگرى كه ترك بود به شدت انكار مىكرد ، و مىگفت : نه بايد كه چرك و اوزوم بخوريم ، سومى كه عرب بود مىگفت حتما بايد خبز و عنب بخوريم ، در حالى كه معناى هر سه گفتار يك چيز بود يعنى « نان و انگور » « مترجم » ) . و اما اينكه آن « طريقه صحيح تفكر » كه گفتيم فطرت هر انسانى آن را تشخيص مىدهد چيست ؟ جواب : اگر در هر چيزى شك بكنيم در اين معنا شكى نداريم و نمىتوانيم ترديد داشته باشيم كه بيرون از چهار ديوار وجود ما حقائقى وجود دارد ، كه مستقل از وجود ما و جداى از اعمال ما است ، نظير مسائل مبدأ و معاد و مسائل ديگر رياضى و طبيعى و امثال آن ، كه اگر ما بخواهيم ارتباطى صحيح با آن حقائق داشته باشيم ، و آنها را آن طور كه هست دريابيم ، و يقين كنيم كه آنچه دريافتهايم حقيقت و واقع آن حقائق است ، دست به دامن
--> ( 1 ) روزه بر شما واجب شده ، آن چنان كه بر امتهاى قبل از شما واجب شده بود و اين بدان جهت است كه روزه باعث قدرت شما بر تملك نفس مىشود . « سوره بقره ، آيه 183 » . ( 2 ) خداى تعالى در تشريع وضو نخواسته است كه بى جهت تكليف شما را سنگين كند بلكه خواسته است كه شما را پاك نموده و نيز نعمت خود را بر شما تمام نمايد ، باشد كه شما شكر كنيد . « سوره مائده ، آيه 6 » .