السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

396

تفسير الميزان ( فارسي )

روشنگر آورده ( 15 ) . نور - نبوت - و كتابى كه خدا بوسيله آن پيروان خوشنودى خويش را به طرق سلامت هدايت مىكند ، و آنان را به اذن خود از ظلمتها به سوى نور خارج ساخته به سوى صراط مستقيم هدايت مىكند ( 16 ) . هم آنها كه گفتند مسيح پسر خدا است ، و هم آنها كه وى را سومين پسر خدا دانستند و نيز كسانى كه گفتند خدا با مسيح متحد شده كافر شدند ، بگو ( اى پيامبر ) اگر مسيح خدا است پس كدام قدرت است كه جلوى قدرت و قهر خداى را - اگر خواست مسيح را كه از رحم مريم افتاده و مادرش را و همه انسانهاى روى زمين را هلاك كند - بگيرد ؟ . و ملك آسمانها و زمين و آنچه بين آن دو است از آن خدا است ، او است كه هر چه بخواهد - چه از مسير نطفه پدر و رحم مادر و چه بدون نطفه پدر - خلق مىكند آرى خدا بر هر چيزى توانا است ( 17 ) . يهود و نصارا خود را پسران خدا و دوستان او مىدانند ، بگو اگر اين عقيده شما درست است پس چرا خدا شما را به كيفر گناهانتان عذاب مىكند ؟ - نه ، اين عقيده درست نيست - بلكه شما نيز بشرى هستيد از جنس ساير بشرهايى كه خلق كرده ، هر كه را بخواهد مىآمرزد ، و هر كه را بخواهد عذاب مىكند و ملك آسمانها و زمين و آنچه بين آن دو است از خدا است ، و باز گشت نيز به سوى او است ( 18 ) . اى اهل كتاب باز هم اخطار مىكنم كه فرستاده ما محمد ( ص ) ، بسوى شما آمد تا بعد از گذشتن دوران فترت - كه فرستادن رسولان را تعطيل كرديم معارف حقه ما را برايتان بيان كند - تا نگوئيد ما گناهى نداريم چون هيچ پيامبرى نويد آور و بيمرسان براى ما نيامد ، اينك نويدآور و بيمرسان به سويتان آمد و ديگر در منحرف شدن ، هيچ بهانه اى نداريد و خدا بر هر چيز توانا است ( 19 ) . بيان آيات خداى تعالى بعد از آنكه مساله پيمان گرفتن از اهل كتاب بر اينكه رسولان او را يارى و تعظيم و احكام او را حفظ كنند ، خاطر نشان كرد ، و نيز بعد از آنكه مساله نقض پيمان را ذكر كرد ، اينك در اين آيات آنان را دعوت فرموده به اينكه به فرستاده اى كه او فرستاده و به كتابى كه او بر وى نازل كرده ايمان بياورند چيزى كه هست اين دعوت را با زبان معرفى رسول و كتاب و استدلال بر اينكه آن رسول و كتاب حقند و اتمام حجت عليه آنان بيان كرده . تعريفى كه گفتيم همان مضمونى است كه آيه اول متضمن آن است كه در هر دو اهل كتاب را مخاطب قرار داده و مىفرمايد : * ( « يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا . . . » ) * و اما استدلالى كه گفتيم همان بيانى است كه جمله : * ( « يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ . . . » ) * عهده دار آن است چون اين مضمون بهترين شاهد بر صدق رسالت است ، زيرا مردى امى و درس نخوانده كه اهل كتاب را از حقايقى از دين آنان كه جز كشيشان بر جسته مسيحيت احدى از آن