السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

384

تفسير الميزان ( فارسي )

ترجمه آيات هان اى مردمى كه ايمان آورديد در آنجا كه هواى نفس وادارتان مىكند تا به انگيزه دشمنى ، بنا حق شهادت دهيد به خاطر خدا قسط را به پا بداريد ، و دشمنى با اشخاص و اقوام شما را به انحراف از حق نكشاند ، عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است ، و از خدا بترسيد كه خدا از آنچه مىكنيد با خبر است ( 8 ) . خدا به كسانى كه ايمان بياورند و عمل صالح كنند ، اين وعده را داده كه آمرزشى و پاداشى عظيم دارند ( 9 ) . و كسانى كه كفران ورزيده آيات ما را تكذيب كنند اهل جهنمند ( 10 ) . هان اى كسانى كه ايمان آورديد نعمتى را كه خدا بر شما ارزانى داشت به ياد آريد ، به خاطر آوريد كه قومى تصميم گرفتند دست ستم به سوى شما دراز كنند ، خدا دستشان را از شما كوتاه كرد ، و از خدا بترسيد ، و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند ( 11 ) . و چرا نكنند ؟ مگر سرگذشت بنى اسرائيل را نشنيدند كه خدا از آنان پيمان گرفت ، و ما از آنان دوازده مراقب انتخاب و مبعوث كرديم ، خداى تعالى به ايشان فرمود : من با شمايم اگر نماز به پا داريد و زكات دهيد و به فرستادگان من كه از اين پس مبعوث مىشوند ايمان بياوريد ، و با رعايت احترام تقويتشان كنيد ، و در راه خدا بطور شايسته وام دهيد ، كه در اين صورت گناهانتان را مىپوشانم ، و در بهشتها كه جويها در آن جارى است داخلتان مىكنم - ميثاق ما از بنى اسرائيل اين بود كه - بعد از اين انتخاب و تعيين نقباء اگر كسى از شما كفر بورزد در حقيقت از وسط راه منحرف گشته ، و آن را گم كرده است ( 12 ) . ولى اين پيمان را شكستند و به خاطر همين جرم بزرگ لعنتشان كرديم ، و دلهايشان را به قساوت و سختى مبتلا نموديم ، و در نتيجه كارشان به جايى رسيد كه كلام خدا را وارونه تفسير كردند ، و آن را جابجا نمودند ، و قسمتى از اصول دين و رؤس حقائق دينى را از ياد بردند ، و تو پيوسته به خيانتى از آنان مطلع مىشوى ، مگر اندكى از آنان ، پس ايشان را ببخش و از ايشان درگذر كه خدا نيكوكاران را دوست مىدارد ( 13 ) . و همچنين از آن جمعيتى كه مىگويند ما نصارائيم ميثاق مخصوص بگرفتيم ، آنها نيز قسمتى از اصول دينى خود را فراموش كردند ، در نتيجه در بينشان تا روز قيامت دشمنى و كينه ورزى را تحريك كرديم ، به زودى خدا از اعمالى كه مىكرده‌اند خبرشان خواهد داد ( 14 ) . بيان آيات اتصال اين آيات به آيات قبل روشن است ، و هيچ غبارى بر آن نيست ، چون يك سلسله