السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

378

تفسير الميزان ( فارسي )

( ع ) عرضه داشتم : از كجا فهميدى كه فرمودى : مسح به پاره اى از سر و پاره اى از پاها واجب است نه بر همه آن دو ؟ حضرت خنديد ، و سپس فرمود : اى زراره ! هم رسول خدا ( ص ) بيان كرده و هم كتاب خدا طبق آن نازل شده ، براى اينكه خداى عز و جل مىفرمايد : * ( « فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ » ) * كه از آن مىفهميم همه صورت بايد شسته شود ، آن گاه فرموده : * ( « وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ » ) * كه با واو عاطفه دستها تا مرفق را متصل به وجه فرموده ، و از اين اتصال مىفهميم كه دو دست تا مرفق نيز همه اش بايد شسته شود ، آن گاه با آوردن فعلى ديگر بين كلام فاصله انداخته فرموده : * ( « وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ » ) * ، كه از اين فاصله انداختن و از حرف « با » در « برؤسكم » مىفهميم ، كه مسح به بعض سر واجب است و چون با آوردن واو عاطفه پاها را وصل به سر كرد ، و فرمود : * ( « وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ » ) * مىفهميم مسح بر بعض پاها واجب است . از سوى ديگر رسول خدا ( ص ) اين آيه را براى مردم تفسير فرمود ، ليكن مردم تفسير آن جناب را ضايع كرده ، ( به آراى خود سرانه خود عمل كردند ) خداى تعالى سپس فرمود : * ( « فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً ، فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْه » ) * ، كه چون وضو را در صورت دسترسى نداشتن به آب ساقط كرده ، بعضى از اعضاى شستن در وضو را يعنى از مچ تا انگشتان دست و صورت را محل مسح در تيمم قرار داده فرمود : * ( « بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ » ) * و در آخر كلمه « منه » را اضافه كرد ، مىفهميم كه بعضى از صورت و دستها بايد تيمم شود و مسح همه صورت واجب نيست ، چون آن مقدار غبارى كه از خاك زمين به دست مىچسبد به بعضى از كف دست مىچسبد و به بعضى ديگرش نمىچسبد خداى تعالى سپس فرمود : * ( « ما يُرِيدُ اللَّه لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ » ) * كه منظور از حرج در تنگنا قرار گرفتن است . « 1 » مؤلف : اينكه امام در ضمن گفتار خود فرمود : « فان لم تجدوا ماء . . . » منظورش اين نبوده كه آيه قرآن چنين است زيرا آيه * ( « فَلَمْ تَجِدُوا ماءً » ) * است ، بلكه خواسته است آيه را نقل به معنا كند . و در همان كتاب به سند خود از زراره و بكير روايت كرده كه از امام باقر ( ع ) از وضوى رسول خدا ( ص ) پرسيدند ، حضرت دستور داد طشتى - و يا ظرف كوچكى - آوردند كه در آن آب بود ، پس دست راست خود را در آب فرو برد ، و مشتى از آن

--> ( 1 ) فروع كافى ج 3 ص 30 ح 4 .