السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

375

تفسير الميزان ( فارسي )

ديديم وضو و غسل بر شما حرجى و دشوار است مثلا آب نيست و پيدا كردن آب برايتان سخت است ، و يا آب هست ولى استعمال آن دشوار است ، ما در آنجا تكليف وضو و غسل را بر داشته به جاى آن تيمم را كه در وسع شما است بر شما واجب مىسازيم ، و اما حكم طهارت كه غرض اصلى ما است را به كلى از بين نمىبريم ، اين خود دليل بر اين است كه ما طهارت شما و كامل كردن نعمت خود بر شما را مىخوانيم ، تا شايد شما شكر بگزاريد . * ( « وَلكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَه عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » ) * لازمه مطلبى كه ما در معناى حرج نخواستن آورديم اين است كه مراد از جمله : * ( « يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ » ) * اين باشد كه بفرمايد غرض ما از تشريع وضو و غسل و تيمم تنها حاصل شدن طهارت در شما است ، چون اين سه دستور سه وسيله و سبب براى طهارت است ، و اين طهارت هر چه باشد غير از پاكيزگى ظاهرى و بر طرف شدن خبث و كثافات از بدن است ، بلكه طهارتى است معنوى ، كه به وسيله يكى از اين سه دستور حاصل مىشود ، و آنچه كه در نماز شرط شده علاوه بر پاكى ظاهر بدن ، همين طهارت معنوى است . ممكن است از همين معنا استفاده كنيم كه وقتى غرض ، طهارت معنوى است ، پس كسى كه وضوى قبليش نشكسته و هنوز آن را دارد براى خواندن نماز بعدى ديگر حاجت به طهارت جديد ندارد ، و اين استفاده ما با اطلاق آيه منافات ندارد ، زيرا تشريع منحصر در تكليف وجوبى نيست ، بلكه تكليف استحبابى نيز تشريع مىخواهد ( در نتيجه مىگوئيم به حكم اطلاق آيه وضو گرفتن براى هر نمازى خوب و مستحبّ است ، هر چند كه وضوى نماز قبلى باقى باشد ، ولى واجب نيست ، بلكه تنها در جايى واجب است كه وضوى قبلى شكسته شده باشد ) . و اما اينكه فرمود : * ( « وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَه عَلَيْكُمْ . . . » ) * ، در سابق يعنى در ذيل آيه : « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . . » « 1 » ، كلمه « نعمت » را معنا كرديم و نيز گفتيم كه اتمام نعمت به چه معنا است ، و در ذيل آيه « وَسَيَجْزِي اللَّه الشَّاكِرِينَ » « 2 » . در جلد چهارم اين كتاب معناى شكر را بيان كرديم ، بنا بر آن بيانات مراد از نعمت در آيه مورد بحث نعمت دين است ، البته نه از حيث اجزاى آن ، يعنى تك تك معارف و احكامش ، بلكه از حيث اينكه دين عبارت است از تسليم خدا شدن در همه شؤون و اين همان ولايت خدا بر بندگان و حكمرانيش در ايشان است ، و اين ولايت وقتى تمام مىشود و به حد كمال مىرسد كه

--> ( 1 ) « سوره مائده ، آيه 3 » . ( 2 ) « سوره آل عمران ، آيه 144 » .