السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
364
تفسير الميزان ( فارسي )
و ما نفهميديم كه اين شخص چطور در مورد سر و پاها فرق مىگذارد و مىگويد مسح سر مسح بدون غسل و مسح پاها مسح با غسل است ؟ و اين وجه در حقيقت همان وجه قبلى است ، ولى با فسادى بيشتر ، و به همين جهت همان اشكالى كه به آن وجه وارد بود به اين نيز وارد است . به اضافه اشكالى ديگر و آن اين است كه گفته بود خداى تعالى دستور كلى داده به اينكه در وضو چنين و چنان كنند ، اگر منظورش از قياس وضو به تيمم اين بوده كه حكم اينجا را قياس به حكم آنجا كند ، و به وسيله رواياتى كه تنها مورد قبول خود او است به آيه شريفه دلالت بدهد ، در پاسخش مىگوئيم رواياتى كه مىگويد بايد در وضو پاها را شست چه دلالتى و چه ربطى به دلالت آيه دارد ؟ - در حالى كه همانطور كه توجه كرديد - روايات اصلا در صدد تفسير لفظ آيه نيست . و اگر منظورش اين است كه آيه : * ( « وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ » ) * را كه در خصوص وضو است قياس كند به آيه : * ( « فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْه » ) * كه راجع به تيمم است ، مىگوئيم مدعاى وى را نه در آيه مقيس يعنى آيه اول كه مربوط به وضو است قبول داريم ، و نه در آيه دوم كه مقيس عليه و مربوط به تيمم است ، نه در آيه اول مسح همه سر واجب است ، و نه در آيه دوم دست كشيدن به همه صورت و همه دست ، براى اينكه خداى تعالى در هر دو آيه مسح متعدى به حرف با را آورده ، نه مسح متعدى به خودى خود ، در اولى فرموده : * ( « وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ . . . » ) * و در دومى فرموده : * ( « فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ . . . » ) * و ما در سابق گفتيم كه ماده : « م - س - ح » اگر به وسيله « با » متعدى شود دلالت ندارد كه مسح همه سطح ممسوح را فرا گرفته وقتى بر اين فراگيرى دلالت دارد كه خود به خود متعدى شود . اين بود آن وجوهى كه خواستند با آن و با امثال آن آيه را طورى معنا كنند كه بالآخره مساله شستن پاها در وضو را به گردن آن بگذارند ، چرا ؟ براى اينكه رواياتى كه گفته بايد پاها شسته شود را بدان جهت كه مخالف كتاب است طرح نكرده باشند ، خلاصه كلام اينكه به خاطر تعصبى كه نسبت به بعضى روايات داشتهاند آيه را با توجيهاتى نچسب طورى توجيه كردهاند كه موافق با روايات نامبرده بشود ، و در نتيجه آن روايات عنوان مخالفت كتاب به خود نگيرد ، و از اعتبار نيفتد ، حرفى كه ما با اين آقايان داريم اين است كه اگر اين عمل شما درست باشد و بشود هر آيه اى را به خاطر روايتى حمل بر خلاف ظاهرش كرد ، پس ديگر چه وقت و كجا عنوان مخالفت كتاب مصداق پيدا مىكند . پس خوب بود آقايان براى حفظ آن روايات همان حرفى را بزنند كه بعضى از پيشينيان