السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
355
تفسير الميزان ( فارسي )
و تنها اراده خواندن نماز را كرده ، مىگوئيم « اقام الى الصلاة » و به عكس اين استعمال گاه مىشود كه شخص نامبرده كارى را انجام داده ، بجاى اينكه بگوئيم انجام داده ، در مقام تعبير مىگوئيم خواست انجام دهد ، نظير آيه شريفه : « وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ ، وَآتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً ، فَلا تَأْخُذُوا مِنْه شَيْئاً » « 1 » ، كه در اينجا اراده فعل و طلب آن در مورد انجام آن قرار گرفته ، و اين به وجهى عكس آيه مورد بحث است . و كوتاه سخن اينكه آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه نماز مشروط به شرطى است كه در آيه آمده ، يعنى شستن و مسح كردن كه همان وضو باشد ، و از آن بيش از اين مقدار استفاده نمىشود كه نماز وضو مىخواهد ، و اما اينكه آن قدر اطلاق داشته باشد بطورى كه دلالت كند بر اينكه هر يك نماز يك وضو لازم دارد ، هر چند كه وضوى قبلى باطل نشده باشد ، منوط بر اين است كه آيه شريفه اطلاق داشته باشد ، و آيات تشريع كمتر اطلاق - از جميع جهات - دارد ، البته اين سخن با قطع نظر از جمله : * ( « وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا » ) * است ، چون با در نظر گرفتن اين جمله هيچ حرفى نيست كه آيه شريفه نسبت به حال جنابت اطلاق ندارد بلكه مقيد به نبودن جنابت است ، و حاصل معناى مجموع آيه اين است كه اگر جنب نباشيد ، و بخواهيد به نماز بايستيد ، بايد كه وضو بگيريد و اما اگر جنب بوديد بايد خود را طاهر سازيد . گفتيم جمله مورد بحث اطلاق ندارد تا دلالت كند كه يك يك نمازها وضو مىخواهد اينك اضافه مىكنيم كه ممكن است همين معنا را از جمله : * ( « وَلكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ » ) * استفاده كرد ، چون اين جمله به ما مىفهماند كه غرض خداى تعالى از تشريع غسل و وضو و تيمم اين نيست كه تكليف و مشقت شما را زياد كند ، بلكه غرض اين است كه شما داراى طهارت معنوى به آن معنايى كه خواهد آمد بشويد - خوب وقتى غرض داشتن طهارت است ، نمازگزار ما دام كه وضوى قبليش باطل نشده طهارت معنوى را دارد ، پس تك تك نمازها وضو نمىخواهد . اين بود آن مقدار سخنى كه به عنوان بحث تفسيرى در تفسير آيه مىتوان گفت ، و اما زائد بر آن ربطى به تفسير ندارد ، بلكه بحثهاى فقهى است كه بايد در كتب فقه ديد ، هر چند كه مفسرين همه حرفهاى فقهى و تفسيرى را در تفسير خود آورده و كلام را طولانى كردهاند .
--> ( 1 ) و اگر اراده كرديد همسرى را با همسرى ديگر عوض كنيد - يعنى همسر اول را طلاق داديد و خواستيد زنى ديگر بگيريد - اگر پوست گاوى پر از طلا مهريه او كرده بوديد ، حق نداريد چيزى از او پس بگيريد . « سوره نساء ، آيه 20 » .