السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
336
تفسير الميزان ( فارسي )
شده ، عرضه داشتند : چه چيزهايى براى ما حلال است ؟ در اينجا بود كه آيه * ( « يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ . . . » ) * نازل گرديد . « 1 » و در همين كتاب است كه ابن جرير از محمد بن كعب قرظى روايت كرده كه گفت : وقتى رسول خدا ( ص ) دستور داد سگها را بكشند مردم سؤال كردند : يا رسول اللَّه چه چيز از جنس سگان براى ما حلال است ؟ در پاسخ مردم آيه زير نازل شد كه : * ( « يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ . . . » ) * « 2 » . مؤلف : اين دو روايت يكديگر را شرح مىكنند ، به اين معنا كه روايت دوم روايت اولى را شرح مىدهد كه منظور پرسش كنندگان اين بوده كه با سگها چه كارهايى از قبيل شكار و پاسبانى و امثال آن مىتوانند بكنند ، و آيه شريفه نمىتواند پاسخ به اين سؤال باشد ، زيرا سؤال مقيد و در مورد خاصى بوده ، و آيه شريفه مطلق است ، مىفرمايد به ايشان بگو مطلق طيبات برايشان حلال است . علاوه بر اينكه ظاهر دو روايت بالا و روايتى كه مىآيد اين است كه جمله : * ( « وَما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ » ) * عطف بر موضع طيبات است ، در نتيجه معنا چنين مىشود : خوردن مطلق طيبات براى شما حلال است ، و همچنين خوردن صيد سگهايى كه تعليم دادهايد ، به همين جهت جمعى از مفسرين ناگزير شدهاند كلمه اى را در تقدير بگيرند ، و مثلا بگويند : تقدير آيه « قل احل لكم الطيبات و لحم ما اصطاده ما علمتم من الجوارح » است « 3 » ، يعنى بگو همه طيبات و نيز گوشت حيوانى كه سگ و باز تعليم يافته شما شكار كرده برايتان حلال است ، با اينكه ما قبلا روشن ساختيم كه جمله : * ( « وَما عَلَّمْتُمْ . . . » ) * شرطى است كه جزاى آن جمله : * ( « فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ » ) * است . و در روايت دوم عبارت عربيش چنين آمده : « ما ذا احل لنا من هذه الامة » ( از اين امت چه چيزهايى براى ما حلال شده ) ، و مراد از كلمه امت نوع سگها است ، چون روايت آينده آن را اينطور تفسير كرده ، ( دقت بفرمائيد ) . و در همان كتاب است كه فاريابى ، و ابن جرير ، و ابن منذر ، و ابن ابى حاتم ، و طبرانى ، و حاكم - وى حديث را صحيح دانسته - و بيهقى در كتاب سنن خود همگى از ابى رافع نقل
--> ( 1 ) در المنثور ج 2 ص 259 . ( 2 ) در المنثور ج 2 ص 260 . ( 3 ) تفسير روح المعانى ج 6 ص 56 و الكشاف ج 1 ص 606 .