السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
303
تفسير الميزان ( فارسي )
تفسير خود « 1 » و صاحب مجمع از امام ابى جعفر ( باقر ) و امام صادق ( عليهما السلام ) نقل كردهاند . « 2 » و در تفسير قمى در ذيل آيه : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّه . . . » ) * آمده كه منظور از شعائر خدا احرام و طواف و نماز خواندن در مقام ابراهيم ، و سعى بين صفا و مروه ، و بطور كلى همه مراسم حج است و يكى از آن مراسم اين است كه اگر كسى حيوانى به نيت قربانى كردن همراه خود حركت دهد ، آن را اشعار كند ، يعنى كوهان شتر را خونآلود كند و يا پوست آن را كنده ، و يا لنگه كفشى به گردنش بياويزد ، تا مردم همه بشناسند كه اين حيوان قربانى است ، و اگر فرار كرد و گم شد كسى متعرض آن نشود ، اين مراسم را شعائر مىخوانند ، به اين مناسبت كه با خونين كردن كوهان شتر و آن ديگر مراسم ، اشعار و اعلام مىدارند كه اين حيوان قربانى است تا آن را بشناسند . و اينكه فرمود : * ( « وَلَا الشَّهْرَ الْحَرامَ » ) * منظور ماه ذى الحجه است ، كه يكى از ماههاى حرام است ، و منظور از هدى در جمله : * ( « وَلَا الْهَدْيَ » ) * آن قربانى است كه محرم بعد از احرام بستن با خود حركت مىدهد ، و در معناى كلمه قلائد در جمله * ( « وَلَا الْقَلائِدَ » ) * فرمود : منظور اين است كه زائر بيت اللَّه لنگه كفشى را كه در آن كفش نماز خوانده به گردن آن حيوان بياويزد ، و در معناى جمله : « و لا آمين البيت الحرام » فرمود يعنى كسانى كه به قصد حج خانه خدا حركت مىكند . « 3 » و در مجمع البيان گفته امام ابو جعفر باقر ( ع ) فرموده اين آيه در باره مردى از قبيله بنى ربيعه كه نامش حطم بوده نازل شده . و اضافه كرده كه سدى گفته است حطم بن هند بكرى به قصد ديدار رسول خدا ( ص ) به راه افتاد ، و همراهان خود و مركب خود را خارج مدينه اطراق داد ، و خود به تنهايى خدمت رسول خدا ( ص ) آمد ، و عرضه داشت : به چه چيز دعوت مىكنى ، از سوى ديگر رسول خدا ( ص ) قبلا به اصحاب خود پيشگويى كرده بود كه امروز مردى از بنى ربيعه بر شما وارد مىشود كه با زبان شيطان سخن مىگويد ، و چون رسول خدا ( ص ) پاسخ وى را داد كه من به چه چيز دعوت مىكنم ، آن مرد گفت : پس مرا
--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 160 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 3 ص 151 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 160 .