السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
252
تفسير الميزان ( فارسي )
و باز نظير موردى كه ميت يك برادر و يك خواهر داشته باشد ، چون كلمه « اخوة » بر اين فرض نيز صادق است ، كه بيانش در اول سوره گذشت ، علاوه بر اينكه سنت ، حكم همه اين فرضيه ها را بيان كرده . و سهامى كه در اين آيه ذكر شده مختص آن موردى است كه خويشاوندان مانند كلاله پدرى تنها يا كلاله پدر و مادرى تنها وجود داشته باشند ، و اگر هر دو طائفه باشند ، مثل اينكه كسى از دنيا برود خواهرى پدر و مادرى ، و خواهرى پدرى داشته باشد ، خواهر پدرى ارث نمىبرد ، كه بيان حكم اين صورت در تفسير آيات اول سوره گذشت . * ( « يُبَيِّنُ اللَّه لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا . . . » ) * يعنى خداى تعالى براى شما بيان مىكند « مخافة أن تضلوا تا مبادا گمراه شويد » ، و يا « لئلا تضلوا تا گمراه نشويد » و اينطور سخن گفتن در عرب شايع است ، از آن جمله عمرو بن كلثوم يكى از شعراى عرب گفته : « فعجلنا القرى أن تشتمونا » يعنى ما در پذيرايى از شما عجله كرديم از ترس اينكه مبادا ما را شماتت كنيد . بحث روايتى در مجمع البيان از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كرده كه گفت : من بيمار شدم ، در حالى كه نه خواهر - و يا هفت خواهر - داشتم ، رسول خدا ( ص ) به عيادتم آمد ، و به صورتم دميد ، حالم جا آمد ، عرضه داشتم : يا رسول اللَّه اجازه مىدهى براى خواهرانم وصيت كنم كه دو ثلث اموالم را به آنان بدهند ؟ فرمود : از اين بهتر ، عرضه داشتم : قسمتى از اموالم چطور ؟ فرمود : از اين بهتر ، و بعد از آن مرا به حال خود گذاشت و رفت ، و چيزى نگذشت كه برگشت و فرمود : اى جابر من چنان مىبينم كه تو با اين بيمارى از دنيا نمىروى ولى خداى تعالى در باره سهم خواهرانت آيه اى نازل كرد ، و سهم آنان را دو ثلث معين نمود ، اهل حديث گفتهاند : جابر همواره مىگفته كه اين آيه در باره من نازل شده . « 1 » مؤلف : قريب به اين مضمون را سيوطى در در المنثور « 2 » از جابر روايت كرده . و در در المنثور است كه ابن ابى شيبه ، و بخارى ، و مسلم ، و ترمذى ، و نسايى و ابن
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 3 ص 149 . ( 2 ) در المنثور ، ج 2 ص 249 .