السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
243
تفسير الميزان ( فارسي )
به لطافت بيشترى در معنايش پى مىبرد و به وسعت عجيبى در تبيان و روشنگرى آن واقف مىشود . آرى احاطه مالكيت خداى تعالى بر همه اشياء و آثار اشياء در مفهوم كفر و ايمان و طاعت و معصيت معانى لطيفى ايجاد مىكند و آنها را پر معنا مىسازد بنا بر اين خواننده عزيز بايد در اين ملكيت مطلقه و از هر جهت خدا هر چه مىتواند ، بيشتر دقت كند تا معانى لطيفترى از كفر و ايمان برايش كشف شود . * ( « يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلا تَقُولُوا عَلَى اللَّه إِلَّا الْحَقَّ . . . » ) * ظاهر اين خطاب ( البته به قرينه اينكه در اين خطاب در باره مسيح ( ع ) سخن گفته شده اين است كه مورد خطاب خصوص نصارا باشد نه عموم اهل كتاب و اگر نصارا را به عنوان اهل كتاب ( كه عنوانى است مشترك بين يهود و نصارا ) مورد خطاب قرار داد ، براى اشاره به اين حقيقت است كه نصارا بدان جهت كه اهل كتابند بايد از حدودى كه خداى تعالى نازل كرده و در كتب آسمانيش بيان فرموده تجاوز نكنند و يكى از آن حدود همين مساله مورد بحث است و آن اينكه در باره خداى تعالى به جز حق چيزى نگويند . البته اين امكان نيز هست كه بگوئيم : خطاب متوجه يهود و نصارا هر دو است ، براى اينكه يهوديان نيز مانند نصارا در دين خود غلو كردند و در باره خداى تعالى سخنان غير حقى گفتند ، هم چنان كه قرآن يكى از سخنان يهود را حكايت كرده مىفرمايد : « وَقالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّه » « 1 » . و نيز فرموده : « اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه » « 2 » . و نيز فرموده : « قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ . . . وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه » « 3 » . و بنا بر اين ، اينكه دنبال جمله مورد بحث فرمود : * ( « إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّه . . . » ) * در حقيقت از باب خصوصى كردن خطابى عمومى است تا تكليف خاص طائفه خاصى
--> ( 1 ) يهود معتقد شدند كه عزير پسر خدا است . « سوره توبه ، آيه 30 » . ( 2 ) يهوديان به جاى خداى تعالى احبار خود را و مسيحيان رهبانان خود را رب خود گرفتند . « سوره توبه ، آيه 31 » . ( 3 ) بگو اى اهل كتاب به سوى كلمه اى بشتابيد كه مسئوليت ما در برابر آن بيش از مسئوليت شما نيست ، همه در برابر آن مسئوليتى يكسان داريم و آن اين است كه چنين و چنان كنيم و يكديگر را به جاى خدا ارباب نگيريم . « سوره آل عمران ، آيه 64 » .