السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

238

تفسير الميزان ( فارسي )

محمد بن فضيل از ابى حمزة از آن جناب نقل كرده و در نقل آن مرحوم چنين آمده : بعضى از انبياء نبوت خود را از مردم پنهان مىداشتند و به همين جهت نام آنها در قرآن مخفى مانده يعنى در قرآن ذكر نشده و بعضى نبوت خود را علنى مىداشتند و اينان همانهايند كه در قرآن نام شريفشان آمده ، آيه شريفه : * ( « وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ » ) * به همين معنا نظر دارد ، مىفرمايد : من نام آنهايى كه نبوت خود را پنهان مىداشتند نبردم تنها نام انبيايى را بردم كه نبوتشان را علنى كردند ( تا آخر حديث ) . و به هر حال منظور اين روايت اين است كه خداى عز و جل نام آن دسته را كه نبوت خود را پنهان مىداشتند اصلا نبرده و داستانشان را در قرآن نياورده ، آن طور كه داستان انبياء علنى را آورده و نامشان را ذكر كرده و بعيد نيست كه جمله : « مىفرمايد : من نام آنهايى كه . . . » ، از كلام راوى بوده باشد . « 1 » و در تفسير عياشى از ابى حمزه ثمالى روايت آمده كه گفت : من از امام باقر ( ع ) شنيدم مىفرمود : ليكن خداى تعالى شهادت داده به آنچه كه در باره على بر تو نازل كرده ، به اينكه به علم خود نازل كرده و ملائكه نيز گواه بر اين نزولند * ( « وَكَفى بِاللَّه شَهِيداً » ) * . « 2 » مؤلف : اين معنا را قمى نيز در تفسير خود با ذكر سند از ابى بصير از امام صادق ( ع ) روايت كرده « 3 » و اين مضمون از باب تطبيق كلى بر مصداق است نه اينكه آيه شريفه تنها در خصوص اين مصداق نازل شده باشد ، مىخواهد بفرمايد : در قرآن كريم آياتى در باره ولايت على ( ع ) نازل شده ، نه اينكه آيه شريفه در اصل : « انزل اليك فى على » بوده و دشمنان على ( ع ) در قرآن دست برده و جمله « فى على » را انداخته باشند ، و نيز منظور اين نيست كه بفرمايد : بعضى از قاريان آيه را به صورت : « انزل اليك فى على » قرائت كرده‌اند . و نظير آن روايتى است كه كافى « 4 » و تفسير عياشى « 5 » از امام باقر نقل كردند و قمى در تفسير خود از امام صادق ( ع ) آورده كه آيه : * ( « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا » ) * را به اين صورت خوانده‌اند : « ان الذين كفروا و ظلموا آل محمد حقهم لم يكن اللَّه ليغفر لهم » « 6 » .

--> ( 1 ) اصول كافى . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 285 ح 307 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 159 . ( 4 ) اصول كافى . ، ج 1 ص 425 . ( 5 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 285 . ( 6 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 159 .