السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
209
تفسير الميزان ( فارسي )
ترجمه آيات اهل كتاب پيشنهاد مىكنند كه كتابى از آسمان بر آنان نازل كنى ، از موسى بزرگتر از اين را خواستند ، به دو گفتند : خدا را آشكارا به ما نشان ده كه صاعقه آنان را به خاطر ظلمشان بگرفت ، با اين حال باز ايمان نياورده ، بعد از آن همه معجزه ، گوساله را خداى خود گرفتند و ما از اين ظلمشان نيز درگذشتيم و به موسى دليلى قاطع و روشن داديم ( 153 ) . و به مقتضاى پيمانى كه داده بودند كوه طور را بر بالاى آنان بلند كرديم و به آنان گفتيم از اين دروازه سجده كنان داخل شويد و نيز دستورشان داديم كه فرمان مربوط به شنبه را تمرد مكنيد و از آنان پيمانى سخت گرفتيم ( 154 ) . ولى با همه اين احوال به سزاى پيمانشكنى و كفر به آيه هاى خدا و به ناحق كشتن پيامبران از نعمت دين حق محروم شدند آنها بهانه آوردند كه دلهاى ما نمىتواند دعوت اسلام را بفهمد ، غافل از اينكه خدا بر دلهاشان مهر زده بود و در نتيجه جز اندكى ايمان نياوردند ( 155 ) . و نيز به سزاى اينكه به عيسى كفر ورزيده ، به مريم بهتانى عظيم زدند ( 156 ) . و اين گفتارشان كه ما مسيح عيسى بن مريم را كشتيم ، با اينكه فرستاده خدا بود ولى نه او را كشتند و نه به دار آويختند بلكه از ناحيه خدا امر بر آنان مشتبه شد و آنها كه در باره وى اختلاف كردند هنوز هم در باره عيسى در شكند ، اگر ادعاى علم مىكنند دروغ مىگويند ، مدركى جز پيروى ظن ندارند و به يقين او را نكشتهاند ( 157 ) . بلكه خدا وى را به سوى خويش بالا برد و عزت و حكمت صفت خداست ( 158 ) . هيچ فردى از اهل كتاب نيست مگر آنكه قبل از مرگش بطور حتم به عيسى ايمان مىآورد و عيسى