السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

158

تفسير الميزان ( فارسي )

بيان آيات گفتار در اين آيات در حقيقت برگشت به مطالب اول سوره است كه آنجا نيز سخن در امور زنان بود ، مسائل ازدواج و اينكه ازدواج با چه كسانى حرام است و مسائل ارث و غيره را بيان مىكرد ، در اينجا نيز به همان مسائل پرداخته شده و آنچه سياق به ما مىفهماند اين است كه اين آيات بعد از آن آيات نازل شده ، و اينكه مردم بعد از شنيدن آن آيات در امر زنان از رسول خدا ( ص ) سؤالهايى كرده بودند ، چون در آيات اول سوره رسوم ريشه دار عرب را لغو و باطل اعلام كرده و آنچه مردم جاهليت از حقوق زنان در اموال و در معاشرتها پايمال كرده بودند را احياء كرده بود و جاى آن داشت كه سؤال كنند و توضيح بخواهند . خداى تعالى رسول گرامى خود را دستور داد تا در پاسخشان بگويد كه : احكامى كه در شريعت او به نفع زنان و به ضرر مردان تشريع شده فتاوايى است آسمانى و احكامى است الهى و خود آن جناب در تشريع آنها هيچگونه دخالتى نداشته و نه تنها در تشريع اين احكام دخالت ندارد بلكه در تشريع هيچ حكمى ديگر و از آن جمله تشريع احكام مربوط به ايتام زنان هيچ دخالتى ندارد و باز اين تنها نيست بلكه خداى تعالى بطور كلى در باره ايتام دستورشان داده كه به قسط و عدالت رفتار كنند . آن گاه چند حكم از احكام اختلافى بين زن و شوهر را كه مورد ابتلاء عموم است بيان فرموده است . * ( « وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّه يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ » ) * راغب مىگويد : كلمه : « فتيا » به ضم « فاء » و نيز كلمه « فتوا » به فتح اول به معناى پاسخ دادن به حكمى است كه تشخيص دليل آن براى ديگران مشكل باشد و چون گفته مىشود : من از فلانى استفتاء كردم و او به من چنين افتاء كرد معنايش اين است كه من از او حكم شرع را پرسيدم و او حكم را برايم بيان كرد . « 1 » و آنچه از موارد استعمال اين ماده لغوى فهميده مىشود اين است كه معناى اين كلمه جواب دادن به امور مشكل است ، البته نه هر جوابى بلكه جوابى كه از خود انسان باشد و انسان آن جواب را با اعمال نظر و فكر بدست آورده باشد ( و به همين جهت است كه مساله گو را صاحب فتوا نمىخوانيم ) گو اينكه به خود نظريه نيز هر چند ابتدايى و ساده باشد اطلاق فتوا

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ص 373 .