السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

146

تفسير الميزان ( فارسي )

خويشاوندان بشر نزد او آمده ، گفتند : اى بشر ! استغفار كن و به درگاه او از گناهانت توبه ببر ، بشر گفت : سوگند به آن كسى كه همواره به وى سوگند مىخورم اموال عموى قتاده را كسى به جز لبيد ندزديده ، چون او اين سخن بگفت آيه زير بر پيامبر نازل گرديد كه : « وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِه بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِيناً » . بعد از نزول اين آيه بشر از اسلام دست كشيد و كافر شد و به مكه نزد كفار رفت و در اين ماجرا در باره كسانى كه آمدند تا بشر را بى گناه قلمداد كنند ، آيه زير نازل شد كه مىفرمايد : « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكَ وَرَحْمَتُه لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ . . . وَكانَ فَضْلُ اللَّه عَلَيْكَ عَظِيماً » . « 1 » و در تفسير در المنثور است كه ترمذى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ و حاكم ( وى حديث را صحيح دانسته ) از قتادة بن نعمان روايت كرده‌اند كه گفت : خانواده اى از قبيله ما به نام « بنى ابيرق » سه برادر بودند به نامهاى بشر و مبشر و بشر مردى منافق بود و اشعارى در هجو و بد گويى اصحاب رسول خدا ( ص ) مىگفت و از ترس آن را به بعضى از عربهاى ناشناس نسبت مىداد و مىگفت : اين اشعار را فلان عرب گفته و شعر ديگرى مىگفت و اظهار مىكرد كه اين اشعار را به همان عرب گفته ، ولى اصحاب رسول خدا ( ص ) هر جا آن اشعار را مىشنيدند ، مىدانستند كه از سروده هاى بشر است ، مىگفتند : به خدا سوگند اين شعر را جز آن خبيث پليد كسى نسروده و چون اين سخن به گوش بشر رسيد ، به عنوان اينكه چرا سروده هر كسى را به من نسبت مىدهيد گفت : « او كلما قال الرجال قصيدة * اضموا فقالوا ابن ابيرق قالها » « 2 » قتادة بن نعمان ، ناقل جريان مىگويد : اين خانواده هم در جاهليت فقير و اهل حاجت بودند و هم در اسلام ، و مردم خوراك معموليشان در مدينه خرما و جو بود و اين بشر هر زمانى كه دستش به دهانش مىرسيد از كاروانانى از شام كه كالا مىآوردند براى خوراك خودش آرد ممتاز و بدون سبوس مىخريد و براى زن و بچه اش جو و خرما خريدارى مىكرد . روزى كاروانى از شام رسيد و عموى من رفاعة بن زيد يك بار شتر از آن آردهاى ممتاز خريدارى نموده ، آن را در حوضخانه منزلش جاى داد و اتفاقا دو شمشير و دو زره و آلات و

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 152 . ( 2 ) آيا درست است كه هر قصيده اى را كه مردم مىسرايند عده اى آن را به من بچسبانند و بگويند : اين قصيده سروده ابن ابيرق است ؟ .