السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
112
تفسير الميزان ( فارسي )
آنچه در آسمانها و زمين است از خداست و خدا به همه چيز احاطه دارد ( 126 ) . بيان آيات آنچه دقت و تدبر در اين روايات به ما افاده مىكند اين است كه اين آيات سياقى واحد دارند و در يك زمينه سخن دارند ، و آن توصيه به عدل در داورى ، و نهى از اين است كه قاضى در قضاى خود به يكى از دو طرف دعوى متمايل بشود . و حاكم در حكم راندنش به سوى مبطلين گرايش يابد و بر صاحبان حق جور كند ، حال مبطل هر كه مىخواهد باشد ، و محق هر كه مىخواهد باشد . و اين معنا را با اشاره به پاره اى از حوادثى كه در زمان نزول اين آيات رخ داده و سپس بحث پيرامون حقايق دينيه اى كه مربوط به آن حوادث است بيان مىكند و نتيجه مىگيرد كه پس مؤمنين بايد ملتزم به آن حقايق دينى باشند و آن را رعايت كنند ، و به مؤمنين هشدار مىدهد كه دين خدا در واقع يك حقيقت است ، نه صرف اسم ، و مردم وقتى از منافع آن برخوردار مىشوند كه به راستى متلبس بدين و متصف به ديندارى باشند ، و صرف اينكه خود را متدين نام بگذارند آن منافع را به ايشان عايد نمىسازد . و ظاهرا آن حادثه و قصه همان است كه جمله « وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِه بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِيناً » بدان اشاره دارد . چون از اين آيه استفاده مىشود كه در آن روز گناهى از قبيل دزدى و قتل نفس يا اتلاف مال مردم يا اضرار به مردم و يا گناهى نظير اينها كه مرتكبش مىتواند آن را به گردن ديگران بيندازد اتفاق افتاده بود و منظور مرتكب اين بوده كه رسول خدا ( ص ) را در حكم كردن به اشتباه بيندازد ، و مثلا مردى بىگناه را مجازات كند ولى خداى تعالى آن جناب را از اشتباه حفظ كرده است . و ظاهرا همين داستان نيز مورد اشاره آيات اول مورد بحث بوده باشد ، آنجا كه مىفرمايد : * ( « وَلا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً » ) * « 1 » و آنجا كه مىفرمايد : « يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ » « 2 » و آنجا كه مىفرمايد : « ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ » « 3 » چون خيانت هر چند ظاهرش آن خيانتهايى است كه در امانتها و سپرده ها واقع مىشود ، و ليكن سياق آيه شريفه :
--> ( 1 ) از خيانتكاران طرفدارى و حمايت مكن . ( 2 ) جرم خود راى از مردم پنهان مىدارند و از خدا شرم نمىكنند . ( 3 ) اينك اين شما نيستيد كه از آنان دفاع مىكنيد .