السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
102
تفسير الميزان ( فارسي )
شما نيز از مؤمنين هستيد . و اما دشمنان شما مولايى ندارند و اميدى كه دلگرمشان كند از هيچ ناحيه اى ندارند . و در نتيجه در عمل خود نشاط ندارند و كسى نيست كه رسيدن آنان به هدف را ضمانت بكند ، و خداى تعالى داناى به مصالح است . و در امر و نهيى كه مىكند حكيم است . بحث روايتى در تفسير قمى است كه آيه نماز خوف وقتى نازل شد كه رسول خدا ( ص ) به سوى حديبيه حركت كرد ، تا به مكه برود ، و چون خبر به قريش رسيد ، خالد بن وليد را با دويست سوار به استقبال رسول خدا فرستادند ، و او همه جا بر سر كوه ها مىرفت و خود را به لشكر اسلام و رسول خدا ( ص ) نشان مىداد . تا آنكه در يكى از قسمتهاى راه هنگام ظهر رسيد ، و بلال اذان گفت ، و رسول خدا ( ص ) با لشكرش نماز خواند . خالد بن وليد به همراهان خود گفت : چه خوب است كه هم اكنون كه لشكريان اسلام مشغول نمازند ، بر آنان بتازيم . چون اگر اين فرصت را از دست ندهيم به هدف خود مىرسيم . زيرا من مىدانم كه مسلمانان نماز را نمىشكنند ، بنا بر اين ساعتى ديگر كه هنگام نماز ديگرشان است ، فرا مىرسد و آن نمازى است كه از نور چشم ، بيشتر آن را دوست دارند . همين كه داخل نماز شدند ، بر آنان حمله مىكنيم . در اين هنگام جبرئيل بر رسول خدا ( ص ) نازل شد ، و دستور نماز خوف را آورد ، كه خداى تعالى مىفرمايد : * ( « وَإِذا كُنْتَ فِيهِمْ . . . » ) * « 1 » . و در مجمع البيان در ذيل آيه : * ( « وَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ . . . » ) * گفته است : اين آيه وقتى نازل شد كه رسول خدا ( ص ) در عسفان بود و مشركين در ضجنان قرار داشتند ، هر يك در جاى خود توقف كرده بودند ، و رسول خدا ( ص ) با اصحابش نماز ظهر را با تمام ركوع و سجودش خواند ، مشركين تصميم گرفتند ، در حال نماز بر مسلمين حمله ببرند ، بعضى گفتند مسلمانان نمازى ديگر دارند كه از اين نماز در نظرشان محبوبتر است ، و منظور آنان نماز عصر بود . مشركين تصميم گرفتند كه در هنگام نماز عصر حمله كنند ، ولى خداى عز و جل اين آيه را فرستاد . و در نتيجه رسول خدا ( ص ) نماز عصر را به طريق نماز خوف خواند و همين معنا باعث شد كه خالد بن وليد مسلمان شود ( تا آخر
--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 150 .