السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

24

تفسير الميزان ( فارسي )

از حكم خدا و رسول او فرمان بريد باشد كه مشمول رحمت و لطف خدا شويد ( 132 ) . بشتابيد به سوى مغفرت پروردگار خود و به سوى بهشتى كه پهناى آن همه آسمانها و زمين را فرا گرفته و مهيا براى پرهيزكاران است ( 133 ) . آنهايى كه از مال خود به فقرا در حال وسعت و تنگدستى انفاق كنند و خشم و غضب فرو نشانند و از بدى مردم درگذرند ( چنين مردمى نيكوكارند ) و خدا دوستدار نيكوكاران است ( 134 ) . نيكان آنها هستند كه هر گاه كار ناشايسته از ايشان سر زند يا ظلمى به نفس خويش كنند خدا را به ياد آرند و از گناه خود به درگاه خدا توبه و استغفار كنند ( كه مىدانند ) كه هيچ كس جز خدا نمىتواند گناه خلق را بيامرزد ، و آنها هستند كه اصرار در كار زشت نكنند چون به زشتى معصيت آگاهند ( 135 ) . آنها هستند كه پاداش عملشان آمرزش پروردگار است و باغهايى كه از زير درختان آن نهرها جارى است جاويد در آن بهشتها متنعم خواهند بود و چه نيكو است پاداش نيكوكاران عالم ( 136 ) . پيش از شما مللى بودند و رفتند ، در اطراف زمين گردش كنيد و ببينيد كه آنان كه وعده هاى خدا را تكذيب كردند چگونه هلاك شدند ( 137 ) . اين ( كتاب خدا و آيات مذكوره ) حجت و بيانى است براى عموم مردم و راهنما و پندى براى پرهيزكاران ( 138 ) . بيان آيات آيات فوق ، بشر را به سوى خير دعوت و از شر و بدى نهى مىكند ، و در عين حال اتصالش به ما قبل و همچنين به ما بعدش كه شرح داستان جنگ احد را مىدهد ، محفوظ است ، آرى آيات بعد نيز مربوط به اين داستان است ، حال مؤمنين در آن روز را بيان مىكند ، حال و خصال مذمومى را كه خداى سبحان آن را از مؤمنين نمىپسندد ، حال و خصالى كه باعث آن وهن و ضعف و علت معصيت خدا و نافرمانى رسولش گرديد ، پس آيات مورد بحث در حقيقت تتمه آياتى است كه در باره جنگ احد نازل گرديده . خداى سبحان در اين آيات بعد از دعوت به خير و نهى از شر ، مسلمانان را به شيوه و روشى هدايت مىفرمايد كه اگر آن را شيوه خود كنند هرگز به ورطه هلاكت ( كه در احد گريبانگيرشان شد ) گرفتار نمىشوند ، آن گاه به سوى تقوا و اعتماد به خدا و ثبات بر اطاعت رسول دعوتشان مىكند ، پس خصوص اين آيات نه گانه براى ترغيب و تهديد مؤمنين است ، آنان را ترغيب مىكند به اينكه به سوى خيرات يعنى انفاق در راه خدا در دو حال دارايى و ندارى و كظم غيظ ، و عفو از مردم ، بشتابند كه جامع همه آنها منتشر شدن احسان و خير در جامعه ، و صبر در تحمل آزارها و بديها ، و گذشت از بدرفتاريها است ، پس تنها طريقى كه حيات جامعه