السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

95

تفسير الميزان ( فارسي )

كه در خود سرزمين است ، اصول معارف و احكام عمل دين و مصالح آن احكام كه در سابق ذكر شد نيز همين طور است ، در آنجا گفتيم اين مصالح روابطى است كه احكام را با معارف حقه مرتبط مىكند ، اين حكم خود آن مصالح است ، با قطع نظر از بيان لفظى ، و اما همين مصالح وقتى به صورت حكم و در قالب لفظ در مىآيد چه بسا همراه با زوائدى باشد ، كه به منزله كف سيل است ، و مثل آن كف ، ظهور و به روزى و جلوه اى دارد ، اما چيزى نمىگذرد كه از بين مىرود ، و آنچه حاكى از مصالح است باقى مىماند ، نظير احكامى كه قرار است در آينده نسخ شود ، كه ظاهر عبارتش و آيه اى كه متضمن آن حكم است اقتضا مىكند كه حكم نامبرده هميشگى باشد ، و ليكن آيه ناسخ كه حكمى ديگر مىآورد ظهور آن آيه را باطل مىكند ، و مىفهماند كه حكم منسوخ مصلحتش تا امروز بود ، و از اين به بعد حكمى ديگر داراى مصلحت است . اين نسبت به خود آن معارف و واقعيت آنها بود ، با قطع نظر از ورودش در وادى الفاظ . و اما از حيث ورودش در ظرف الفاظ و دلالت آنها ، ديگر آن بىرنگى و بىقيدى واقعى را ندارد ، هم چنان كه آن باران بىقيد و رنگ و بىكميت و كيفيت وقتى وارد در وادىهاى زمين شد ، بىقيدى خود را از دست داده ، هر وادى به قدر ظرفيتش از آن گرفته ، سيلهاى كوچك و بزرگ و بزرگتر راه مىاندازد ، سيلهايى كه هم اندازه هايش مختلف است ، و هم شكلش معارف هم وقتى در وادى الفاظ درآمد ، به شكل و اندازه قالبهاى لفظى در مىآيد ، و اين شكل و اندازه ها هر چند منظور صاحب كلام هست ، اما در عين حال مىتوان گفت همه منظور او نيست ، بلكه در حقيقت مثال و قالبى است كه معنايى مطلق و بىرنگ و شكل را تمثيل مىكند ، مشتى است از آن خروار و نمونه اى است از آن بسيار . در نتيجه همين الفاظ وقتى از ذهنهاى افراد مختلف عبور مىكند ، هر ذهنى از آن الفاظ چيزهايى مىفهمد ، كه عينا مانند كف سيل ، مقصود اصلى نيست . چون ذهنها به خاطر معلوماتى كه در طول عمر كسب كرده و با آن انس گرفته در معانى الفاظ دخل و تصرف مىكند ، و بيشتر اين تصرفها در معناهايى است كه براى صاحب ذهن مانوس و مالوف نبوده ، مانند معارف اعتقاديه ، و مصالح احكام ، و ملاكات آنها ، كه بيانش گذشت . و اما در احكام و قوانين اجتماعى از آنجايى كه ذهن با آنها مانوس است ، در آنها دخل و تصرفى نمىكند ، مگر اينكه باز بخواهد از ملاكها و دلائل آنها سر درآورد ، از همين جا روشن مىشود كه متشابهات قرآن آياتى است كه مشتمل بر ملاكات احكام ، و متعرض اصول