السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

62

تفسير الميزان ( فارسي )

4 - آنكه تشابهش از جهت مكان و يا امورى باشد كه آيه در شان آن امور نازل شده باشد ، مانند آيه : « وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها » « 1 » ، كه در آيه معين نشده مقصود از پشت خانه كجا است ، و مانند آيه « إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ » « 2 » كه تشخيص معناى « نسىء » ، براى كسى كه عادت عرب جاهليت را نمىداند ، مشكل است . 5 - آنكه تشابهش از جهت شروطى باشد كه در صحت و فساد عمل دخالت دارند ، مانند شروط نماز و نكاح . با در نظر گرفتن اين مطالب معلوم مىشود هيچ يك از وجوهى كه مفسرين در معناى متشابه ذكر كرده‌اند خالى از اين وجوه و تقسيمها نيست ، حتى آنكه گفته متشابه عبارت است از حروف مقطعه ، و يا قتاده كه گفته است « متشابه » عبارت است از منسوخ ، و « محكم » عبارت است ، از ناسخ ، و يا اصم كه گفته : « محكم » آياتى است كه در تفسيرش اتفاق نظر باشد ، و « متشابه » آيات مورد اختلاف است . و از سوى ديگر مىتوان تمامى انحا و اقسام متشابه را در سه قسمت خلاصه كرد : اول ، متشابهى است كه اطلاع بر تاويلش براى كسى جز خدا ممكن نيست ، مانند وقت قيامت ، و روزى كه ظهور مىكند ، و كيفيت آن و امثال اينها . . . دوم ، متشابهى است كه پىبردن به تاويل و معرفت آن براى انسانها ممكن است ، مانند الفاظ غريب و نامانوس ، و احكام مغلق و دقيق . سوم ، متشابهى است مردد بين دو قسم قبلى ، هم احتمال دهيم همه انسانها مىتوانند به حقيقت معناى آن آگاه شوند ، و هم احتمال دهيم مختص به راسخين در علم است ، و ديگران دسترسى به آن ندارند . و اين قسم سوم همان است كه رسول خدا ( ص ) در دعاى خود در باره على ( ع ) به آن اشاره نموده و عرضه مىدارد : « اللهم فقهه فى الدين و علمه التاويل » « 3 » ( بار الها او را در دين فقيه ساز و تاويلش بياموز ) ، و نظير آن را در باره ابن عباس فرموده است ، اين بود گفتار راغب در معناى محكم و متشابه ، و گفتار وى عمومىترين گفتار در اين بحث است ، كه در آن بين عده اى از اقوال گذشته را جمع كرده است « 4 » .

--> ( 1 ) سوره بقره آيه 189 . ( 2 ) سوره توبه آيه 37 . ( 3 ) در صحيح بخارى در باره ابن عباس نقل كرده ج 1 ص 48 . ( 4 ) در مفردات راغب ص 255 در باره على ع هم نقل شده است .