السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

563

تفسير الميزان ( فارسي )

بيان آيات اين آيات بطورى كه ملاحظه مىكنيد با اتصالى كه در سياق دارد ، دلالت دارد بر اينكه اهل كتاب ( البته طايفه اى از ايشان ، يعنى يهود و يا طايفه اى از يهود ) كفر به آيات خدا داشته‌اند و مؤمنين را از راه خدا باز مىداشته‌اند ، به اين طريق كه راه خدا را در نظر مؤمنين كج و معوج جلوه داده و راه ضلالت و انحراف را در نظر آنان ، راه مستقيم خدا جلوه گر مىساختند . براى مؤمنين القاى شبهه ها مىكردند ، تا به اين وسيله حق را كه راه آنان است ، باطل و باطل خود را حق جلوه دهند . آيات قبلى هم دلالت داشت بر انحراف ديگر آنان . و آن اين بود كه حليت همه طعامها قبل از آمدن تورات را منكر بودند ، و مساله نسخ شدن حكم قبله و برگشتن آن از بيت المقدس به كعبه را انكار مىكردند . پس اين آيات ، متمم آيات سابق است كه متعرض مساله حليت طعام ، قبل از نزول تورات بود و اينكه كعبه اولين بيت عبادت به شمار مىآمد . پس اين آيات به دنبال همان بيانات مىخواهد يهود و يا طايفه اى از ايشان را توبيخ كند كه چرا القاى شبهه مىكنند ؟ و چرا مؤمنين را در دينشان دچار سرگيجه مىسازند ؟ و نيز مىخواهد مؤمنين را تحذير كند ، از اينكه يهوديان را در دعوتشان اطاعت كنند و بفهماند كه اگر اطاعت كنند كارشان به كفر به دين حق مىانجامد و نيز مىخواهد ترغيب و تشويقشان كند به اينكه متمسك به خدا گردند ، تا به سوى صراط ايمان راه يافته هدايتشان دوام بپذيرد . ليكن بطورى كه صاحب المنار ، در جلد چهارم ، در تفسير سوره آل عمران در ذيل همين آيه نقل كرده ، سيوطى ، در كتاب لباب النقول ، از زيد بن اسلم روايت كرده كه گفته : « شاش بن قيس » ( كه مردى يهودى بوده ) به چند نفر از قبيله اوس و خزرج برخورد كرد ديد ، اين دو قبيله كه سالها با هم جنگ داشتند ، با يكديگر صحبت مىكنند ، گل مىگويند و گل مىشنوند ، بسيار ناراحت شد و به جوانى كه همراهش بود گفت برو ميان اين دو طايفه را تيره كن ، پهلوى اين دو طايفه بنشين و كشته گانى را كه در جنگ بعاث به دست آن طايفه ديگر از دست دادند ، بيادشان بياور . از آنجا برخيز نزد آن طايفه ديگر برو و كشته گان آنان را نيز كه در آن جنگ از دست دادند ، بيادشان بياور . آن جوان چنين كرد و دوباره آن دو طايفه را واداشت تا با يكديگر بگو مگو كنند . اين به آن افتخار كند و آن به اين فخر بفروشد تا آنكه در آخر يكى از