السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
558
تفسير الميزان ( فارسي )
اين قوس از داخل با وسط ديوار كعبه هشت متر و چهل و چهار سانتيمتر است . فضايى كه بين حطيم و بين ديوار است ، حجر اسماعيل ناميده مىشود . كه تقريبا سه متر از آن در بناى ابراهيم ع داخل كعبه بوده ، بعدها بيرون افتاده است . و به همين جهت در اسلام واجب شده است كه طواف پيرامون حجر و كعبه انجام شود ، تا همه كعبه زمان ابراهيم ع داخل در طواف واقع شود . و بقيه اين فضا آغل گوسفندان اسماعيل و هاجر بوده ، بعضى هم گفتهاند : هاجر و اسماعيل در همين فضا دفن شدهاند اين بود وضع هندسى كعبه . و اما تغييرات و ترميمهايى كه در آن صورت گرفته ، و مراسم و تشريفاتى كه در آن معمول بوده ، چون مربوط به غرض تفسيرى ما نيست ، متعرضش نمىشويم . جامه كعبه در سابق در رواياتى كه در تفسير سوره بقره در ذيل داستان هاجر و اسماعيل و آمدنشان به سرزمين مكه نقل كرديم ، چنين داشت كه هاجر بعد از ساخته شدن كعبه ، پرده اى بر در آن آويخت . و اما پرده اى كه به همه اطراف كعبه مىآويزند ، بطورى كه گفتهاند ، اولين كسى كه اين كار را باب كرد ، يكى از تبعهاى يمن بنام ابو بكر اسعد بود كه آن را با پرده اى نقره باف پوشانيد ، پرده اى كه حاشيه آن با نخهاى نقره اى بافته شده بود . بعد از تبع نامبرده ، جانشينانش اين رسم را دنبال كردند ، و سپس مردم با رواندازهاى مختلف آن را مىپوشاندند ، بطورى كه اين پارچه ها روى هم قرار مىگرفت و هر جامه اى مىپوسيد ، يكى ديگر روى آن مىانداختند . تا زمان قصى بن كلاب رسيد ، او براى تهيه پيراهن كعبه كمكى ساليانه به عهده عرب نهاد ( و بين قبائل سهمى قرار داد ) و رسم او هم چنان در فرزندانش باقى بود ، از آن جمله ابو ربيعة بن مغيرة يك سال اين جامه را مىداد و يك سال ديگر قبائل قريش مىدادند . در زمان رسول خدا ص آن جناب كعبه را با پارچه هاى يمانى پوشانيد و اين رسم هم چنان باقى بود ، تا سالى كه ، خليفه عباسى به زيارت خانه خدا رفت ، خدمه بيت از تراكم پارچه ها بر پشت بام كعبه شكايت كردند و گفتند : مردم اينقدر پارچه بر كعبه مىريزند كه خوف آن هست ، خانه خدا از سنگينى فرو بريزد . مهدى عباسى دستور داد همه را بردارند ، و به جاى آنها ، فقط سالى يك پارچه بر كعبه بياويزند . كه اين رسم هم چنان تا امروز باقى مانده