السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
50
تفسير الميزان ( فارسي )
است ، و منظور از تشابه آن اين است كه همه آياتش از نظر نظم و بيان و داشتن نهايت درجه اتقان و نداشتن هيچ نقطه ضعف شبيه به هم هستند . و چون به حكم آن دو آيه همه قرآن محكم و همه اش متشابه است لذا در آيه مورد بحث ما كه آيات را به دو قسم محكم و متشابه تقسيم كرده ، و فرموده بعضى از آياتش محكم و بعضى متشابه است ، مىفهميم منظور از اين محكم و متشابه غير آن محكم و متشابه است . پس جا دارد در معناى محكم و متشابه ، در اين آيه بحث شود تا ببينيم منظور از آن چيست ؟ و كدام دسته از آيات به اين معنا محكم و كدام به اين معنا متشابه است ، و در معناى آن مفسرين متجاوز از ده قول دارند . اول اينكه : منظور از آيات محكم همان چند آيه سوره انعام است ، كه مىفرمايد : « قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِه شَيْئاً . . . لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » « 1 » و در آن عده اى از واجبات و محرمات الهى را نام مىبرد و منظور از آيات متشابه آياتى است كه امر آن بر يهود مشتبه شده ، و آن عبارت است از رمزهايى كه در آغاز بعضى از سوره هاى قرآن قرار گرفته مانند « الف - لام - ميم » « الف - لام - را » « حا - ميم » و امثال آن ، كه يهود آنها را با حساب جمل محاسبه كردند تا از اين راه مدت عمر و بقاى امت اسلام را در آورند ، و حسابشان درست از آب در نيامد ، در نتيجه دچار اشتباه شدند . اين معنايى است كه در ميان صحابه به ابن عباس نسبت داده شده و نادرستى آن هم روشن است ، براى اين كه گفتارى است بدون دليل و به فرض هم كه دليل داشته باشد آيات محكم منحصر در سه آيه سوره انعام نيست ، بلكه به غير از حروف مقطعه اول سوره ها شامل همه قرآن مىگردد . و ليكن حق مطلب اين است كه نسبت دادن چنين معنايى به ابن عباس صحيح نيست ، آنچه از ابن عباس نقل شده اين است كه گفته اين آيات سه گانه از محكمات است ، نه اين كه آيات محكم قرآن همين سه آيه است ، اينكه آن روايت : در الدر المنثور آمده كه سعيد بن منصور ، و ابن ابى حاتم ، و حاكم ( وى حديث را صحيح دانسته ) و ابن مردويه ، از عبد اللَّه بن قيس روايت كردهاند كه گفته : من از ابن عباس شنيدم كه در تفسير آيه : * ( « مِنْه آياتٌ مُحْكَماتٌ » ) * گفت : سه آيه از آخر سوره انعام كه با جمله : « قُلْ تَعالَوْا » آغاز مىشود از آيات محكم قرآن است « 2 » .
--> ( 1 ) سوره انعام آيه 152 . ( 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 4 .