السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

489

تفسير الميزان ( فارسي )

و جيروم تصريح كرده كه بعضى از پيشينيان در دو باب اول اين كتاب يعنى انجيل لوقا شك كرده‌اند ، چون در نسخه اى كه در دست فرقه مارسيونى موجود است ، اين دو باب نوشته نشده و إكهارن هم در صفحه 95 از كتاب خود بطور جزم گفته : از صفحه 43 تا 47 از باب 22 انجيل لوقا الحاقى است و باز اكهارن در صفحه 61 از كتابش گفته : در معجزاتى كه لوقا در كتاب خود آورده ، بيان واقعى و كذب روايتى با هم مخلوط شده و نويسنده دروغ و راست را به هم آميخته ، تا در نقل مطالب مبالغات شاعرانه را به كار گرفته باشد و عيب اينجا است كه ديگر امروز تشخيص دروغ از راست كار بسيار دشوارى شده و آقاى كلىمىشيس گفته : انجيل متى و مرقس با هم اختلاف در نسخه دارند ، ولى هر جايى كه سخن هر دو يكى باشد ، قول آن دو بر قول لوقا ترجيح داده مىشود . « 1 » و اما انجيل يوحنا ، بسيارى از نصارا گفته‌اند ، كه اين يوحنا همان يوحنا پسر زبدى شكارچى يكى از دوازده شاگرد مسيح است كه آنان را حواريين مىگويند و اين همان كسى است كه در بين شاگردان مورد علاقه شديد مسيح قرار داشت ، ( به كتاب « قاموس الكتاب المقدس » ماده يوحنا مراجعه فرمائيد ) . و نيز گفته‌اند : كه « شيرينطوس » و « ابيسون » و مريدان اين دو ، به خاطر اينكه معتقد بودند كه مسيح بيش از يك انسان مخلوق نيست ، به شهادت اينكه وجودش بر وجود مادرش سبقت نداشت ، لذا اسقفهاى آسيا و غير ايشان در سال 96 بعد از ميلاد مسيح نزد يوحنا جمع شدند و از او خواهش كردند برايشان انجيلى بنويسد و در آن مطالبى درج كند كه ديگران در انجيلهاى خود ننوشته‌اند و به نوعى خصوصى و بيانى مشخص و بدون ابهام ماهيت مسيح را بيان كند و يوحنا نتوانست خواهش آنان را رد نمايد . « 2 » البته كلماتشان در تاريخ ترجمه ها و زبانهايى كه اين انجيل با آن زبانها نوشته شده مختلف است ، بعضىها گفته‌اند : در سال 65 ميلادى نوشته و بعضى تاريخ آن را سال 96 و بعضى سال 98 دانسته‌اند . و جمعى از ايشان گفته‌اند : اصلا اين انجيل به وسيله يوحناى شاگرد مسيح نوشته نشده ، عده اى گفته‌اند : نويسنده آن طلبه اى از طلاب مدرسه اسكندريه بوده ، ( اين معنا را از جلد هفتم كتاب « كاتلك هرالد » چاپ سنه 1844 ميلادى صفحه 205 و او از « استاد لن » از

--> ( 1 ) نقل از قصص الانبياء نجار صفحه 477 . ( 2 ) نقل در قصص الأنبياء از كتاب جرجس زوين فتوحى لبنانى .