السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

475

تفسير الميزان ( فارسي )

به او داد ، و خلاصه اى است از تفاصيل شرايع تا روز قيامت ، مردم را با بيانى قاطع و ترديد ناپذير دو قسم كرده و مىفرمايد : « گفتيم از بهشت هبوط كنيد پس هر گاه از ناحيه من هدايتى به سوى شما آمد ( كه البته خواهد آمد ) ، هر كس هدايتم را پيروى كند نه ترسى بر آنان هست و نه اندوهناك مىشوند و كسانى كه كفر بورزند و آيات ما را تكذيب كنند اهل دوزخ و در آنجا جاودانند » و در جمله : « الْحَقَّ أَقُولُ » « 1 » بيان كرده كه آنچه در آن روز به آدم و در همه اوقات مىگويد حق است و در آيه : « ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » « 2 » ، فرموده : خداى تعالى آنچه مىگويد و دستور مىدهد دچار ترديد نمىشود و امرى را كه انفاذ كند نقض نمىنمايد ، قضايى را كه مىراند امضاء مىكند و آنچه مىگويد مىكند ، و فعلش از مجراى اراده اش منحرف نمىشود ، نه از ناحيه خودش مثل اينكه چيزى را با عزم و جزم اراده كند آن گاه در انجامش مردد شود ، و نه از ناحيه غير مثل اينكه چيزى را اراده كند ، ليكن مانع عقلى از انجامش جلوگيرى نمايد و يا در مرحله عمل اشكالى پيدا شود و سد راهش گردد ، براى اينكه همه اينها انحايى از قهر قاهر و غلبه مانع خارجى است و قرآن كريم فرموده : « وَاللَّه غالِبٌ عَلى أَمْرِه » « 3 » . و نيز فرموده « إِنَّ اللَّه بالِغُ أَمْرِه » « 4 » ، كه به حكم آيه اول ، خدا از هيچ عاملى شكست نمىخورد . و به حكم دوم ، امر خود را به كرسى مىنشاند و نيز از موسى ع حكايت كرده كه گفت : « عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ ، لا يَضِلُّ رَبِّي وَلا يَنْسى » « 5 » . و نيز فرموده : « الْيَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ ، لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّه سَرِيعُ الْحِسابِ » « 6 » . اين آيات و نظائرش دلالت دارد بر اينكه خداى تعالى خلائق را خلق كرد ، در حالى كه از امر آن غافل نبود و نسبت به آينده آن و آنچه از خلق سر مىزند جاهل ، و نسبت به آنچه خود

--> ( 1 ) « سوره ص ، آيه 84 » . ( 2 ) « سوره ق ، آيه 29 » . ( 3 ) « سوره يوسف ، آيه 21 » . ( 4 ) « سوره طلاق ، آيه 3 » . ( 5 ) علم به احوال اقوام سلف در لوح محفوظ ثبت است ، هرگز پروردگارم را خطايى و نسيانى نيست . « سوره طه ، آيه 52 » . ( 6 ) امروز هر كسى بدانچه كرده جزا داده مىشود ، امروز هيچ ظلمى نيست كه خدا سريع الحساب است . « سوره مؤمن ، آيه 17 » .