السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
463
تفسير الميزان ( فارسي )
مشغول بحث پيرامون آنيم ، خالى از عفو و مغفرت نبود . و سخن كوتاه اينكه اين ادعاى مسيحيت مبنى بر اينكه گناهى از گناهان يا خطايى از خطاها ، همين كه از كسى سر زد لازم لا ينفك او مىشود و ديگر نه قابل مغفرت است و نه حتى توبه و ندامت و رجوع به خدا آن را پاك مىكند ، ادعايى است كه عقل سليم و طبع مستقيم آن را نمىپذيرد . 3 - اشكال سومى كه به گفتار آنان وارد است اين است كه گفتند : خطيئه آدم همانطور كه ملازم آدم شد ملازم ذريه او نيز شد و تا قيامت ذريه او را خطاكار كرد ، و اين گفتار مستلزم آن است كه تبعه آن خطيئه و آثار سوئش هم گريبان ذريه اش را بگيرد و بطور كلى گناه هر انسانى گناه ديگران هم شمرده شود و آثار سوء هر گناهى گريبان افراد ديگر را كه آن گناه را نكردهاند بگيرد و اين معنا ، هم از نظر عقل نادرست است و هم قرآن كريم آن را رد مىكند . بله در قرآن اين معنا آمده است كه اگر يك فرد از انسان عمل زشتى را مرتكب شود و ديگران به آن راضى باشند ، هر چند خودشان مرتكب نشده باشند مورد مؤاخذه قرار مىگيرند ، ليكن اين مساله غير مساله مورد بحث است ، مساله مورد بحث اين است كه يك انسان خطايى مرتكب شده و خطاى او خطاى تمامى ذريه او و اثر سوئش گريبان ذريه او را تا قيامت بگيرد ، چه اينكه ذريه او به خطاى او رضايت داده باشند و چه نداده باشند ، كه گفتيم به هيچ وجه درست نيست و معنا ندارد آدم ابو البشر خطايى كرده باشد ، افراد بىگناه و معصومى هم كه در ذريه او هستند به آتش گناه او بسوزند و قرآن كريم در آيه : « أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى » و آيه شريفه : « وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى » « 1 » ، آن را رد مىكند ، عقل سليم هم با آن سازگار نيست ، زيرا مؤاخذه بىگناه به جرم گنهكار ديگر قبيح است و عقل آن را رد مىكند ، خواننده محترم مىتواند براى تكميل مطالعه خود در اين باب به بحثهايى كه در باره افعال در تفسير سوره بقره آيه ( 216 تا 218 ) داشتيم مراجعه نمايد . 4 - اشكال چهارم اينكه اساس گفتار مسيحيت بر اين است كه اثر تمامى خطاها و گناهان هلاكت ابدى است و هيچ فرقى در كوچكى و بزرگى گناه نيست و لازمه اين سخن آن است كه اصولا گناه كوچك و صغيره اى وجود نداشته ، هر گناهى هر قدر هم كه ناچيز باشد كبيره و مهلكه به حساب آيد و اين از نظر تعليمات قرآنى درست نيست ، چون از نظر قرآن كريم خطاها و معصيتها مختلفند ، بعضى كبيره و بعضى صغيره ، بعضى مشمول مغفرت و بعضى غير
--> ( 1 ) « سوره نجم ، آيه 39 » .