السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
393
تفسير الميزان ( فارسي )
« وَلا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ » « 1 » . و گفتار ابراهيم به پدر و قومش : « ما هذِه التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ ، قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ ، قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » « 2 » . و كلامى كه خود خداى تعالى با موسى و برادرش داشته و قرآن چنين حكايتش كرده است : « اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّه طَغى . . . فَأْتِياه فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ ، فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَلا تُعَذِّبْهُمْ » « 3 » و گفتارى كه از عيسى حكايت نموده كه به قوم خود گفت : « وَلأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيه ، فَاتَّقُوا اللَّه وَأَطِيعُونِ » « 4 » . بنا بر اين دين فطرى ، آن دينى است كه بغى و فساد را نفى كند و اين مظالم و خودكامگىهاى بدون حق كه ويرانگر اساس سعادت و مخرب بنيان حق و حقيقت است نپذيرد و آن را امضا نكند . رسول گرامى اسلام هم كه « بنا به نقل مسعودى در حوادث سال دهم هجرت در كتاب مروج الذهب » فرمود : آگاه باشيد كه زمان دور خود را زد و همان شكلى را به خود گرفت كه در آغاز خلقت داشت ، آن روز كه خدا آسمانها و زمين را آفريد ، « 5 » ، به همين معنا اشاره فرموده ، گويى منظورش اين بوده كه مردم مانند روزگار اول خلقت ، به حكم فطرت خود برگشتند ، چون سيره اسلام ( در برابر خدا تسليم شدن ) را در بين خود مستقر كردند . و گفتار در آيه مورد بحث علاوه بر اينكه همه جوانب هدف نبوت را فرا گرفته ، روشنگر سبب حكم و ملاك آن نيز هست . اما جمله : * ( « أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّه وَلا نُشْرِكَ بِه شَيْئاً » ) * براى اينكه الوهيت مقامى بايد باشد كه هر موجودى از هر جهتى رو به سوى او ، و واله در او باشد ، مقامى است كه بايد منشا هر
--> ( 1 ) دستورات اسرافگران را اطاعت مكنيد . « سوره شعراء ، آيه 151 » . ( 2 ) اين مجسمه ها چيست كه شما دل بدانها بستهايد ؟ گفتند : ما پدران خود را يافتيم كه براى آنها عبادت مىكردند ابراهيم گفت : هم شما و هم پدرانتان در ضلالتى واضح بودهايد . « سوره انبياء آيه 54 » . ( 3 ) به سوى فرعون برويد كه او طغيان كرده . . . و بر او درآئيد ، و بگوئيد ، ما فرستاده پروردگار توايم ، اينك بنى اسرائيل را با ما روانه كن و اينقدر عذابشان مده . « سوره طه ، آيه 47 » . ( 4 ) و براى آنكه برايتان پاره اى مسائل مورد اختلاف را بيان كنم ، پس از خدا پروا كنيد و مرا اطاعت نمائيد . « سوره زخرف ، آيه 63 » . ( 5 ) مروج الذهب ج 2 ص 290 .