السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

384

تفسير الميزان ( فارسي )

مىگويد : منظور از « انفسنا » على ع است و هيچ اشكالى نيست كه رسول خدا ص على ع را دعوت كرده باشد . شاگرد وى در تفسير المنار بعد از اشاره به روايات گفته است : ابن عساكر از جعفر بن محمد ع از پدرش روايت كرده كه در ذيل آيه : * ( « فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ . . . » ) * ، فرموده : رسول خدا ص براى مباهله ابى بكر و پسرش و عمر و پسرش و عثمان و پسرش را آورد ، و ظاهرا كلام در جماعتى از مؤمنين مىباشد . المنار بعد از نقل كلام استادش كه ما نيز نقلش كرديم مىگويد : در اين آيه بطورى كه ملاحظه مىكنيد زنان را هم در امور اجتماعى شركت داده ، آن هم در امور دقيق ، چون هماوردى قومى و احتجاج دينى ، و اين مبنى بر آن است كه زن را هم مانند مرد اعتبار كرده باشد ، حتى در كارهاى عمومى ، مگر بعضى از امور عامه اى كه استثنا شده ، آن گاه كلام خود را در اين باره طول داده . « 1 » مؤلف قدس سره : اما آن روايتى كه نقل كرده ، روايت شاذه و ناشناخته اى است كه مخالف با تمامى روايات وارده در شان نزول آيه است و به همين جهت مفسرين از آن اعراض كرده‌اند ، و صرفنظر از ناشناختگى و اعراض مفسرين از آن ، مشتمل بر مطلبى است كه مخالف با واقع است و آن اين است كه براى تمامى نامبردگان پسرى اثبات كرده ، با اينكه در آن روز همه آنان پسر نداشتند . و كانه منظورش از اينكه گفت : « و ظاهر كلام در جماعتى از مؤمنين باشد » اين بوده كه بگويد : من از ظاهر روايت چنين مىفهمم كه رسول خدا ص تمامى مؤمنين و اولاد ايشان را جمع كرده ، كه اگر مرادش از آن عبارت اين بوده باشد قهرا ذكر اسامى ابو بكر و پسرش و آن ديگران كنايه خواهد بود از اينكه رسول خدا ص تمامى مؤمنين را حاضر ساخته و به نظر چنين مىرسد كه خواسته است با اين حرف نظريه استاد و شيخ خود را در معناى آيه تاييد كند ، ولى تو خواننده عزيز خودت به خوبى مىتوانى ارزش اين روايت را با در نظر گرفتن شذوذ و ناشناختگى سندش و اعراض مفسرين از آن و دلالت متن آن بر معنايى كه اين استاد و شاگرد كرده‌اند ، به دست آورى . و اما اينكه گفت : « آيه بطورى كه ملاحظه مىكنيد زنان را هم در امور اجتماعى شركت داده . . . » بايد به وى گفت : اگر آيه شريفه چنين دلالتى را در مورد زنان داشته باشد ،

--> ( 1 ) تفسير المنار ج 3 ص 322 .