السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

376

تفسير الميزان ( فارسي )

س و از سوم بجز حسنين ع مصداق نيافت و كانه منظور از « ابناء و نساء و انفس » همان اهل بيت رسول خدا ص بوده ، هم چنان كه در بعضى روايات به اين معنا تصريح شده ، بعد از آنكه رسول خدا ص نامبردگان را با خود آورد عرضه داشت : « بار الها اينانند اهل بيت من » ، چون اين عبارت مىفهماند پروردگارا من بجز اينان كسى را نيافتم تا براى مباهله دعوت كنم . دليل گفتار ما بر اينكه منظور جابر اين بوده ، عبارت بعضى از روايات است كه مىگويد : « * ( أَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ) * ، رسول خدا ص و على ع است » ، چون اين عبارت صريح است در اينكه مقصود بيان مصداق است نه معناى لفظ . 3 - مىگويد : « جعل كنندگان اين سرگذشت خوب نتوانستند آن را با آيه تطبيق دهند ، چون عرب وقتى از گوينده اى كلمه : » نسائنا « را مىشنود ، دختر خود گوينده به ذهنش نمىرسد ، آن هم گوينده اى كه چند زن دارد ، از لغت عرب چنين معنايى فهميده نمىشود و از اين بعيدتر اينكه رسول خدا ص از » انفسنا « على ع را اراده كرده باشد » . و اين معناى عجيبى كه اين مفسر براى آيه كرده ، باعث شده روايات داستان مباهله را با همه كثرتش طرح كند و آن وقت به راويانش و به هر كس كه آن روايات را قبول كرده ، بد و بيراه بگويد و آن تهمتها را بزند با اينكه مشغول نوشتن تفسير براى كلام خدا بوده است ( كلامى كه مرتب او را به پيروى از حق و اجتناب از باطل و دورى از هواهاى نفسانى مىخواند ) و جا داشت پاس حرمت جمع كثيرى از علماى اسلام را بدارد و كسانى را كه از ائمه بلاغت و اساتيد بيانند و روايات مذكور را بدون اينكه هيچ خدشه و اعتراضى به آن بكنند در مؤلفات خود آورده‌اند ، اينطور به آسانى به باد تهمت « نفهمى » ! نگيرد . يكى از اساتيد ، زمخشرى صاحب كشاف است ، كسى است كه ائمه قرائت را در قرائتشان تخطئه مىكند ، مع ذلك در ذيل اين آيه مىگويد : « اين دليلى است كه هيچ دليلى قوىتر از آن بر فضيلت اصحاب كساء ع نيست و اين برهان روشنى است بر صحت نبوت رسول خدا ص ، براى اينكه احدى نه از موافق و نه از مخالف روايتى نياورده كه گفته باشد نصاراى نجران بدون ترس از اصحاب كساء به مساله مباهله اقدام كرده‌اند ، چون اگر احتمال مىدادند آن جناب به دروغ دعوت به نبوت مىكند ، بدون درنگ با او مباهله مىكردند . » « 1 »

--> ( 1 ) تفسير كشاف ج 1 ص 370 .