السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
337
تفسير الميزان ( فارسي )
خدا ص روايت كرده كه فرمود : چهار زن ، سادات زنان دوران خود هستند : 1 - مريم دختر عمران 2 - آسيه دختر مزاحم 3 - خديجه دختر خويلد 4 - فاطمه دختر محمد ص كه دوران فاطمه با فضيلتتر از دوران آن سه تن مىباشد « 1 » ( و معلوم است وقتى مردم دوران فاطمه ع برتر باشند از مردم دورانهاى آن سه تن ، قهرا فاطمه از تمامى زنان حتى از آن سه تن برتر خواهد « مترجم » ) . و نيز در آن كتاب است كه ابن ابى شيبه ، از عبد الرحمن بن ابى ليلى روايت كرده كه گفت : رسول خدا ص فرمود : فاطمه سيده زنان عالم است ، البته بعد از مريم دختر عمران و آسيه همسر فرعون و خديجه دختر خويلد . « 2 » و در خصال به سند خود از عكرمه از ابن عباس روايت كرده كه گفت : رسول خدا ص چهار خط روى زمين كشيد و سپس فرمود : بهترين زنان بهشت مريم دختر عمران و خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد ص و آسيه دختر مزاحم و همسر فرعون است . « 3 » و نيز در همان كتاب به سند خود از ابى الحسن اول ع روايت كرده كه فرمود : رسول خدا ص فرمود : خداى عز و جل از ميان زنان چهار زن را انتخاب كرده : 1 - مريم 2 - آسيه 3 - خديجه 4 - فاطمه « تا آخر حديث » . « 4 » مؤلف قدس سره : روايات در اين مضمون و قريب به اين مضمون از طرق شيعه و سنى بسيار است و سيده زنان بودن هر چهار نفر منافات ندارد كه در بين خودشان يكى از ديگران برتر باشد ، هم چنان كه از خبر ششم كه از تفسير الدر المنثور نقل كرديم استفاده مىشد كه : « فاطمه ع در دورانى مىزيسته كه مردمش تكامل يافته تر و متمدنتر از ساير دورانها بودند و قهرا خود آن جناب هم از آن سه تن ديگر افضل مىشود » و همچنين از اخبارى ديگر و نظير اين بحث در تفسير آيه : « إِنَّ اللَّه اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً . . . » « 5 » گذشت . چيزى كه جا دارد در اينجا بدان توجه شود اين است كه در آيه مورد بحث سخنى از سيادت نرفته و آنچه اين احاديث بر آن تكيه دارند مساله سيادت است نه اصطفا ، و بين سيادت و اصطفا از نظر معنا فرق هست ، ليكن از آنجايى كه سيادت از مراتب كمال اصطفا است ، لذا
--> ( 1 و 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 23 . ( 3 ) خصال ص 205 ح 22 . ( 4 ) خصال ص 225 ح 58 . ( 5 ) « سوره آل عمران ، آيه 33 » .