السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
312
تفسير الميزان ( فارسي )
روم و امتهاى بزرگى از غربىها ، از قبيل : فرانسويان و اطريش و بورسا و انگلستان و امتهايى از شرقيين ، چون نجران به وى گرويده بودند با اينكه از بنى اسرائيل نبودند و قرآن كريم در هيچ آيه اى كه سخن از نصارا دارد ديده نمىشود كه روى سخن را متوجه خصوص نصاراى بنى اسرائيل كرده باشد ، بلكه اگر مدح مىكند عموم نصارا را مدح مىكند و اگر مذمت هم مىكند عموم را مذمت مىكند . * ( « أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ، أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ ) * . . . * ( وَأُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّه » ) * در اين آيه نسبت خلقت را به عيسى ع داده ، و اين تعبيرى است سؤالانگيز كه مگر عيسى خالق است ؟ در پاسخ بايد دانست كه كلمه « خلقت » به معناى بوجود آوردن از عدم نيست بلكه به معناى جمع آوردن اجزاى چيزى است كه قرار است خلق شود و لذا در جاى ديگر فرموده : « فَتَبارَكَ اللَّه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » « 1 » . و كلمه « اكمة » به معناى كسى است كه از شكم مادر بدون چشم متولد شده باشد ، گاهى هم به كسى اطلاق مىشود كه چشم داشته و سپس نابينا شده است . راغب مىگويد : مىتوان گفت : « فلانى ديدگانش اكمه شد به حدى كه چشمهايش سفيد گرديد « 2 » » و كلمه « ابرص » به معناى كسى است كه دچار برص شده و « پيسى » ( كه يك بيمارى پوستى است ) گرفته « 3 » . و از اينكه فرمود : * ( « وَأُحْيِ الْمَوْتى » ) * « 4 » ، يا بطور صريح و يا بطور اشاره فهميده مىشود كه عيسى ع يك بار و دو بار مرده زنده نكرده ، بلكه متعدد اين كار را كرده است . و همچنين سياق جمله * ( « بِإِذْنِ اللَّه » ) * مىفهماند كه صدور اين آيات معجزه آسا از عيسى ع مستند به خداى تعالى و اذن او است . و خود آن جناب مستقل در آن و در مقدمات آن نبوده و اين جمله را در آيه شريفه تكرار كرد تا اشاره كند به اينكه نسبت به تذكر آن اصرار دارد ، چون جاى اين توهم بوده كه مردم آن جناب را در زنده كردن مردگان مستقل بپندارند و در نتيجه به الوهيت آن جناب معتقد گشته و گمراه شوند و براى اعتقاد خود استدلال كنند به آيات معجزه آسايى كه از آن جناب صادر شده ، و لذا عيسى ع بعد از هر معجزه اى كه از آن خبر
--> ( 1 ) آفرين بر اللَّه كه بهترين خالقان است . « سوره مؤمنون ، آيه 14 » . ( 2 ) مفردات راغب ص 442 . ( 3 ) مفردات راغب ص 43 . ( 4 ) مردگان را زنده مىكنم .