السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
282
تفسير الميزان ( فارسي )
است كه بر جان پيامبر و زبان او واقع مىشود و شيطان قادر بر چنين تصرفى در نفوس انبيا نيست ، چون گفتيم انبيا از چنين دستبرد شيطانى مصونند ، پس اين ، جز از ناحيه خداى رحمان نمىتواند باشد و آيه شريفه بطورى كه ملاحظه مىفرمائيد با وجه اول بهتر مىسازد و تناسبى با وجه دوم ندارد . در اينجا ممكن است بپرسى اگر وجه اول درست است ، و درخواست زكريا براى اين بوده كه بفهمد صدايى كه شنيده از ناحيه خدا بوده يا از ناحيه شيطان ، چرا روى سخن خود را متوجه خدا نموده مىگويد : « پروردگارا من چگونه داراى فرزند مىشوم با اينكه به حد پيرى رسيدهام و همسرم زنى نازا بوده است فرمود : اين چنين خدايى هر كارى بخواهد مىكند » ، براى اين كه ظاهر اين سخن اين است كه مىدانسته طرف سخنش خدا است ، و جوابى هم كه گرفته از ناحيه خداست ، و اگر در اين باره شكى نداشته ، چرا درخواست نشانى و تشخيص آن را كرده است . در پاسخ مىگوئيم بله مىدانسته و ليكن دانستن مراتب مختلفى دارد ، ممكن است اطمينان داشته كه نداى نامبرده از ناحيه خداى تعالى است ، و در عين حال از كيفيت ولادتى كه مايه تعجبش شده سؤال كرده است و همانطور كه گذشت به ندايى ديگر پاسخ داده شده ، به نحوى كه نفس شريفش اطمينان يافته ، و سپس از خداى تعالى آيت و نشانه اى خواسته تا اطمينانش مبدل به يقين شود . و از جمله مؤيدات اين وجه ، جمله : * ( « فَنادَتْه الْمَلائِكَةُ . . . » ) * است ، چون كلمه « ندا » معمولا به معناى صدا زدن از نقطه دور است و به همين جهت به سخن گفتن با صداى بلند نيز اطلاق مىشود ، چون سخن گفتن با صداى بلند از نظر ما انسانها ، از لوازم دورى گوينده از شنونده است ، نه اينكه معناى لغوى كلمه اين باشد ، چون در داستان همين پيامبر يعنى زكريا ( ع ) در مورد سخن گفتن آهسته نيز استعمال شده است . قرآن كريم فرموده : « إِذْ نادى رَبَّه نِداءً خَفِيًّا » « 1 » ، و اين اطلاق به عنايت تذلل زكريا و تواضع وى در قبال تعزز خداى سبحان و ترفع او بوده و در عين حال آن را خفى و نهانى خواند ، پس از جمله « فنادته الملائكة » چنين بر مىآيد كه زكريا فرشته همكلامش را نديده بوده ، و تنها صوت هاتفى را شنيده كه با وى سخن مىگويد . يكى از مفسرين گفته است : مراد از اينكه سخن نگفتن را نشانه ولادت يحيى قرار داد ،
--> ( 1 ) آن هنگام كه با ندايى نهانى و آهسته پروردگار خود را ندا كرد ( سوره مريم آيه 3 ) .