السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
261
تفسير الميزان ( فارسي )
دارد . پس معلوم شد كه مراد از كلمه « آل ابراهيم » طاهرين و معصومين از ذريه آن جناب است ، البته خصوص ذريه اى كه از ناحيه اسماعيل ( ع ) پديد آمدهاند ، و چون آيه شريفه مورد بحث در مقام حصر نيست ، منافاتى با اصطفاى خود ابراهيم و موسى و ساير انبيا كه طاهرين از ذريه ابراهيمند ندارد . در آيه مىفرمايد آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را اصطفا كرده ، و نفرموده كه ديگران را اصطفا نكرده ، پس ممكن است به حكم آيات بسيارى از قرآن ، خود ابراهيم و ساير انبيا هم كه از مسير اسحاق پديد آمدهاند و قرآن در آياتى بسيار كه حاجت به نقل آنها نيست ناطق به منقبت و علوشان و مقام ايشان است اصطفا شده باشند ، چون اثبات شىء نفى ما عدا نمىكند . و نيز منافات ندارد كه در مثل آيه زير بنى اسرائيل را ستوده و فرموده باشد : « وَلَقَدْ آتَيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ، وَرَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ ، وَفَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمِينَ » « 1 » كه همه اين مطالب روشن است . هم چنان كه برترى دادن بنى اسرائيل بر عالميان منافات ندارد با برترى دادن طايفه اى ديگر بر عالميان و يا برترى دادن ديگران بر بنى اسرائيل ، براى اينكه برترى دادن قوم يا اقوامى مختلف بر اقوامى ديگر تنها مستلزم آنست كه در يك فضيلت دنيوى يا اخروى مقدم بر ساير مردم باشند ، و اگر برترى يافتن آنان بر مردم ، منافات داشته باشد با برترى يافتن ديگران ، و نيز اگر برترى يافتن آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران بر عالميان منافات داشته باشد ، با برترى يافتن ديگران ، بايد برترى يافتن خود نامبردگان نيز نسبت به يكديگر منافات داشته باشد ، و اين خود روشن است . و نيز برترى يافتن نامبردگان منافات ندارد كه در بين خودشان هم تفاوت رتبه و برترى يكى بر ديگرى بوده باشد ، هم چنان كه در آيه : « وَكلًّا فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمِينَ » « 2 » ، انبيا را بر همه عالميان برترى داده ، و در آيه : « وَلَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ » « 3 » بعضى از انبيا را بر بعضى ديگر برترى داده است .
--> ( 1 ) همانا ما بنى اسرائيل را كتاب و حكم و نبوت داده ، از چيزهاى پاكيزه روزيشان كرديم ، و بر عالميان برتريشان داديم . سوره جاثيه آيه 16 . ( 2 ) سوره انعام آيه 86 . ( 3 ) سوره اسرى آيه 55 .