السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
26
تفسير الميزان ( فارسي )
آيا سعيد است يا شقى ، و نيز ساير خصوصيات وجوديش نوشته شده يكى از آن دو فرشته آن سرنوشت را مىخواند ، و ديگرى در پيشانى كودك مىنويسد ، پس نسبت اين دو فرشته هم چيزى نظير نسبت فاعل با قابل است . و اينكه فرمود : « و در هر يك از آن خصوصيات ، بدا را براى خدا شرط مىكنند . . . » جهتش اين است كه صورتى كه جنين در رحم دارد مشتمل بر تمامى علل حوادث آينده او نيست ، چون صورت هر چند مبدأ تمامى احوال و حوادث و جرياناتى هست كه بعدها در مورد اين كودك رخ مىدهد ، و ليكن تنها مبدأ آنها نيست بلكه مبادى ديگرى نيز دارد ، و آن مبادى عبارتند از امور و حوادثى كه خارج از وجود كودك است و در حوادث وى دخالت دارند ، و بدين جهت است كه آن حوادثى كه حتمى الوقوع نيست در معرض بداء است . اين را هم بايد دانست كه اگر در اين روايت ، جزئيات مساله ولادت را به تحريك خداى سبحان و وحى او به رحم و فرستادن دو فرشته « خلاق » و فرشته « زاجر » و امورى از اين قبيل دانسته ، منافاتى با اين معنا ندارد كه اين امور و مخصوصا اصل ولادت مستند به عواملى طبيعى باشد ، براى اينكه اين دو قسم از عوامل يعنى عوامل « معنوى » و عوامل « مادى » در عرض هم قرار ندارند ، تا بگويى ولادت و جزئياتش يا مستند به آن است و يا به اين ، و نمىشود مستند به هر دو باشد ، بلكه در طول هم قرار دارند ، نه اين آن را باطل مىكند و نه آن اين را ، و نه هر دو يكديگر را ، و نه علت ولادت ، چيزى است كه مركب از هر دو عامل باشد ، بلكه هر يك در مرتبه خود علت تامه است جداى از ديگرى . و معلوم است كسى كه خداى عز و جل او را مامور كرده تا مردم را به سوى سعادت معنويشان هدايت و به سوى رضايت او رهنمون باشد - يعنى سلسله جليله انبيا ( ع ) با در نظر داشتن اينكه طريق هدايت طريق باطن است - چنين كسانى وظيفه دارند در تمامى بيانات خود با مردم به زبانى سخن بگويند كه ايشان را به سوى باطن راه ببرد ، و مقام پروردگارشان را بيادشان بيندازد ، و آن زبان همين است كه ملائكه خدا را واسطه بين خدا و حوادث قرار داده ، حوادث عالم را مستند به اعمال ملائكه كرده ، سعادت بشر را مستند به تاييد ملائكه ، و شقاوت او را مستند به شياطين و وسوسه هاى آنها كنند ، و از سوى ديگر همه حوادث را ( چه خوبش را و چه بدش را ) مستند به خدا كنند ، البته با زبانى كه لايق ساحت قدس او و حضرت ربوبيتش باشد ، تا از اين طرز گفتار نتيجه بگيرند كه هدايت و ربح چيست ، و ضلالت و خسران كدام است . و سخن كوتاه آنكه : از آن طرز بيان نتيجه بگيرند كه هدايت دنيا در آخرت به چه