السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
234
تفسير الميزان ( فارسي )
را وسيله قرار مىدهيم براى رسيدن به آثار حقيقى و خارجى ، و آثارى كه جز با آن ملك موهوم نمىتوانيم بدان دست يابيم ، اگر آن امر موهوم را امرى حقيقى و واقعى فرض نكنيم ، به آن نتائج واقعى نمىرسيم ، و آن آثار خارجى همين است كه به چشم خود مىبينيم ، توانگران به خاطر داشتن آن ملك موهوم به ديگران زور مىگويند ، و در ديگران اعمال سطوت و قدرت نموده ، و به حقوق ديگران تجاوز مىكنند ، و آنان كه اين ملك موهوم را ندارند ، دچار ضعف و ذلت مىشوند ، و نيز به وسيله همين ملك موهوم است كه مىتوانيم هر فردى را در مقامى كه بايد داشته باشد قرار داده ، حق هر صاحب حقى را بدهيم و آثارى ديگر نظير اينها را بر آن امر موهوم مترتب سازيم . ليكن از آنجا كه حقيقت معناى ملك و اسم آن ما دام كه آثار خارجيش مترتب است باقى است ، لذا استناد اين آثار خارجيه به علل خارجيش عين استناد ملك به آن علل است ، و همچنين عزت كه همه حرفهايى كه در باره ملك زده شد در باره آن و در آثار خارجيه اش و استناد آن به علل واقعيش جريان دارد ، و همچنين در ساير امور اعتباريه از قبيل امر و نهى و حكم و وضع و غير ذلك . از اينجا روشن مىگردد كه همه امور اعتباريه به خاطر اينكه آثارش مستند به خداى تعالى است ، خود آنها نيز استنادى به خدا دارند ، البته استنادى كه لائق ساحت قدس و عزت او بوده باشد .