السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

22

تفسير الميزان ( فارسي )

مادر بود ، و مادرش او را مانند ساير مادران حمل مىكرد ، و پس از مدتى وضع حمل نمود ، همانطور كه ساير زنان فرزند خود را مىزايند و فرزند خود را شير و غذا داد ، همانطور كه هر مادرى فرزند خود را غذا مىدهد ، و بعد از آنكه از شير گرفته شد خودش غذا مىخورد ، و آب مىنوشيد و فضولاتش دفع مىشد ؟ . گفتند : بله همين طور بود ، فرمود : پس چگونه چنين انسانى ، چنان موجودى مىشود كه شما معتقد هستيد ؟ مسيحيان از جواب عاجز ماندند : و خداى عز و جل آيات سوره آل عمران از اول تا هشتاد و چند آيه را در اين باره نازل كرد . مؤلف : اين معنا را سيوطى در الدر المنثور « 1 » از ابى اسحاق ، و ابن جرير و ابن منذر ، از محمد بن جعفر بن زبير ، و از ابن اسحاق از محمد بن سهل بن ابى امامه نقل كرده و اما اصل قصه را ما به زودى نقل خواهيم كرد ، ليكن نازل شدن آيات اول سوره آل عمران در باره اين قصه گويا اجتهادى از صحابه بوده ، و ما قبلا هم گفتيم كه از سبك آيات سوره پيدا است كه يكباره نازل شده . از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود : شقى آن كسى است كه در شكم مادرش شقى شده باشد ، و سعيد كسى است كه در شكم مادرش سعيد شده باشد « 2 » . و در كافى از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه گفت : خداى تعالى هر وقت اراده كند نطفه اى را كه قبلا در صلب آدم بوده و از او پيمان گرفته ، بيافريند ، و آنچه در ازل در صلب آدم براى آن نطفه نوشته است به مرحله ظهور برساند ، مرد را تحريك مىكند تا به جماع بپردازد و به رحم زن وحى مىكند كه خود را براى فرو رفتن نطفه در درونت باز كن ، تا قضا و قدر نافذ من در تو تحقق يابد ، رحم دهانه خود را باز مىكند ، و نطفه به رحم مىرسد ، و چهل روز در رحم تردد مىكند ، و مىچرخد تا به صورت « علقه » در آيد ، چهل روز هم به اين صورت مىماند ، بعد « مضغه » مىشود ، و پس از چهل روز گوشتى مىشود كه لابلاى آن رگهايى چون تورى بافته شده پيدا مىشود ، آن گاه خداى تعالى دو فرشته كه كارشان خلقت است و در رحم زنان هر چه را خدا بخواهد خلق مىكنند ، مىفرستد ، تا از راه دهان زن وارد شكم او شوند ، و خود را به رحم زن كه روح قديم انتقال يافته از پشت پدران و رحم زنان در آنجا است برسانند ، و روح حيات و بقا را به اذن خدا در آن گوشت بدمند ، و

--> ( 1 ) الدر المنثور ج 2 ص 3 . ( 2 ) نهج الفصاحة ص 375 .