السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

19

تفسير الميزان ( فارسي )

اعمال خويش نظام متصل و به هم پيوسته خلقت را برهم مىزنند ، و به گمان خود از قضا و قدر الهى پيشى مىگيرند ، غافل از اينكه خود اين نيز ، قدر الهى است . مراد از جمله : * ( « يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ » ) * هم همين است ، يعنى مىخواهد بفرمايد : خداى سبحان اجزاى وجود شما را در آغاز خلقت به نحوى قرار داده كه در آخر هر مسيرى شما را به آنچه مىخواهيد برساند ، و خواستن شما به مقدار اذن او دخالت دارد ، نه اينكه علت حتمى رسيدن به هدف باشد . و اگر فقط تقدير جارى در انسان را ذكر كرد ، ( نه تقدير عمومى كه در سراسر عالم جارى است ) براى اين بوده كه آن تقدير عمومى را فقط بر مورد انسان تطبيق دهد ، و نيز براى اين بود تا همانطور كه در سابق نيز اشاره كرديم كنايه و تعريضى بر مسيحيان باشد ، كه گفتند مسيح ، خدا است ، خواست تا در آخر آيات مورد بحث ، حق مطلب در مورد مسيح را بيان كند ، چون نصارا نمىتوانند اين معنا را انكار كنند كه مسيح هم مانند ساير انسانها در رحم مادر خود تكون يافته ، و قبول دارند كه آن حضرت خودش ، خود را خلق نكرده . در اوايل آيات مورد بحث در جمله : * ( « نَزَّلَ عَلَيْكَ » ) * خطاب را متوجه شخص رسول خدا ( ص ) كرد ، و در آخر اين آيه در جمله « يصوركم » خطاب را متوجه عموم مردم نمود ، و اين عموميت دادن به كلام آن هم بعد از خصوص بودن آن براى اين است كه دلالت كند بر اينكه ايمان مؤمنين هم مانند كفر كافران از حكم قضا و قدر الهى خارج نيست ، تا دلهاى مؤمنان از شنيدن اين مطلب خرسند گشته ، از اينكه مشمول رحمت خدا و موهبت الهيه او قرار گرفته و موفق به ايمان شده‌اند خوشحال گردند ، و از شنيدن مساله قدر و مساله انتقامگيرى خدا از كفار دلهايشان از اين اندوه كه چرا كفار كفر مىورزند ، تسلى پيدا كند ، و بفهمند كه همين كفر كفار هم چوب خدا است . * ( « لا إِله إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » ) * در اين جمله به همان مطلبى برگشت شده كه گفتار در اين آيات با آن مطلب آغاز شده بود ، و آن مساله توحيد بود و اين جمله جنبه خلاصه گيرى از آن مطلب است ، تا آن را تاكيد كرده باشد . چون مسايل ذكر شده در اين آيات ، يعنى : هدايت خلق بعد از ايجاد آنها ، و مساله انزال كتاب و فرقان ، و مساله متقن بودن تدبير الهى در عذاب كردن كفار ، امورى است كه بناچار بايد مستند به إله و معبودى باشد تا آن امور را تدبير كند ، و از آنجا كه هيچ معبودى به جز خداى تعالى وجود ندارد ، پس تنها اوست كه مردم را به سوى حق هدايت مىكند ، و بناچار همو است