السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
185
تفسير الميزان ( فارسي )
نسبت به لذات ساير شهوات بدنى بزرگترين لذت است و اما غير اين سنخ لذات ، خارج از مورد كلام آن حضرت است و شامل لذت بردن آدمى از نعمت هستى خود ، و يا لذتى كه يكى از اولياى خدا از تقرب به خدا ، و مشاهده آيات كبراى او ، و لطائف رضوان او و اكرام او ، و ساير لذائذى از اين قبيل ، نمىشود ، براهين علمى هم قائم است بر اينكه عظيمترين لذائذ ، لذت هر موجودى است از وجود خودش ، و براهين علمى ديگرى اقامه شده است بر اينكه : « التذاذ هر موجودى به وجود پروردگارش ، عظيمتر است از التذاذى كه از هستى خود مىبرد » . و در اين ميان روايات ديگرى هست كه دلالت دارد بر اينكه التذاذ بنده از حضور و قرب خدا ، در نظرش از هر لذت ديگرى بزرگتر است . در كتاب كافى « 1 » از امام باقر ( ع ) نقل كرده كه فرمود : على بن الحسين ( ع ) مىفرمود : يك آيه از قرآن ، كشته شدن و سرعت مرگ در ما ( اهل بيت ) را برايم گوارا مىسازد و آن آيه : « أوَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها » « 2 » است ، كه مراد از نقص اطراف ، مرگ علما است ، و از آن برمىآيد كه خداى تعالى هر وقت نظرى به زمين بيفكند ، اهل دنيا و ماده پرستان را با مرگ علما عذاب ، و علما را با بردن به درگاه خود به عاليترين لذات متنعم مىسازد ، و به زودى رواياتى در موارد مناسب در طول اين كتاب از نظر خواننده خواهد گذشت . در مجمع البيان در ذيل جمله : * ( « الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ » ) * از امام باقر و امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمودند « كلمه » قنطار « به معناى پوستى از گاو است كه پر از طلا كرده باشند » « 3 » . و در تفسير قمى از امام ( ع ) نقل كرده كه فرمود : « منظور از ( خيل مسومه ) اسبان چريده چاق است » « 4 » . در كتاب فقيه « 5 » و كتاب خصال « 6 » از امام صادق ( ع ) روايت آوردهاند كه فرمود هر كس در نماز و ترش كه آخرين ركعت نماز شب است ، هفتاد بار در حال ايستاده
--> ( 1 ) كافى ج 1 ص 30 ح 6 . ( 2 ) سوره رعد آيه 41 . ( 3 ) مجمع البيان ج 2 ص 417 ط تهران . ( 4 ) تفسير قمى ج 1 ص 97 . ( 5 ) فقيه ج 1 ص 309 ح 4 . ( 6 ) خصال ص 581 ح 3 .