السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
177
تفسير الميزان ( فارسي )
بطلان نگردد ، پس به اين عنايت ، تحمل شهادت و اداى آن هر دو شهادت است ، يعنى هر دو حق را حفظ و اقامه مىكنند ، و قسط و عدالت را به پا مىدارند . و از آنجايى كه آيات قبل ، يعنى از جمله : * ( « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ ) * . . . تا جمله : * ( وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحارِ » ) * در مقام بيان اين نكته بود كه خداى سبحان شريك در عبادت ندارد ، و چيزى از او بىنياز نيست ، و آنچه را كه انسانها بىنياز كننده از خدايش مىپندارند ، و به همين خيال باطل به آن اعتماد مىكنند ، چيزى به جز گول زنك ، و وسيله زندگى دنيا ، و وسيله به دست آوردن مايه زندگى آخرت نيست ، و به جز از راه تقوا نمىتوان زندگى دنيا را مايه حيات آخرت كرد ، به عبارت ديگر مىفرمود : اين نعمتهايى كه انسان تمايل به آن دارد و مشترك ميان مؤمن و كافر است ، در آخرت مختص به مؤمن است ، لذا در آيه مورد بحث اقامه شهادت كرد بر اينكه آنچه در اين آيات فرموده همه حق است ، و نبايد در آن ترديد كرد . و با اينكه شاهد خود خداى عز اسمه است ، شهادت داد بر اينكه او معبودى است كه جز او معبودى نيست ، و چون به غير او معبودى نيست ، پس احدى نيست كه جاى او را بگيرد ، و خلق را از او بىنياز كند ، نه مال ، نه فرزند ، و نه هيچ يك ، از زينتهاى ديگر دنيا ، و نه هيچ سببى از اسباب ، براى اينكه اگر يكى از اين نامبردگان چنين خاصيتى داشته باشد ، و بتواند ما را از خدا بىنياز سازد ، قهرا در مقابل خداى تعالى معبود ديگرى خواهد بود ، و يا اگر خود ، معبودى نباشد قطعا به معبود ديگرى تكيه خواهد داشت ، و آيه شريفه با جمله : * ( « لا إِله إِلَّا هُوَ » ) * اين معنا را نفى كرد . خداى تعالى در حالى اين شهادت را مىدهد كه در فعلش قائم به قسط ، و در خلقش حاكم به عدل است ، چون امر عالم را از راه خلقت اسباب قبل از مسببات و برقرار كردن روابط بين اين دو سلسله تدبير كرده ، و همه را در راه بازگشت به سوى خودش قرار داده ، تا با تلاش و تكامل و پشت سر هم به سويش برگردند و در مسير اين هدف نعمتهايى قرار داده ، تا انسان هم در مسيرش ، و هم در هدفش يعنى در دنيايش و هم در آخرتش از آن نعمتها استفاده كند ، البته در دنيا براى آخرتش استفاده كند ، نه اينكه در دنيا بر آنها ركون و اعتماد نموده ، بر سر آن نعمتها از سير باز ايستد ، پس خدايى به اين معنا شهادت مىدهد كه خود شاهدى عادل است . يكى از لطائف اين آيه آن است كه ، عدالت خدا بر عدالت او و بر يگانگيش در الوهيت ، شهادت مىدهد و معنايش اين است كه عدالت او خودش بنفسه ثابت است ، و وحدانيت او را هم اثبات مىكند .