السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

156

تفسير الميزان ( فارسي )

و نيز مىفرمايد : « أَزاغَ اللَّه قُلُوبَهُمْ » « 1 » ( يعنى وقتى عمل را واژگونه كردند ، خداوند هم دلهايشان را واژگونه مىكند ) . و نيز مىفرمايد : « اللَّه يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ ، وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ » « 2 » . و نيز مىفرمايد : « أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا » « 3 » . و آياتى ديگر از اين قبيل . و اين مفسرين اشتباهشان تنها از اين جا ناشى شده كه در مساله روابط اشيا و آثار و افعال آنها آن طور كه بايد بحث نكرده‌اند ، در نتيجه خيال كرده‌اند هر يك از امور كه در اين عالم پديد مىآيد امرى مستقل الوجود از ديگران است ، و ذاتش هيچ ارتباطى به موجودات پيرامونش ، و يا به مجموع موجودات عالم ندارد ، نه به آن دسته كه قبل از او بودند ، و نه به آنها كه بعد از او خواهند آمد . نتيجه اين اشتباه اين شده كه هر حادثه را كه در حقيقت نتيجه اسباب و علل ، و مقتضاى اثرى است كه خداى تعالى به آنها داده ، تنها به علت و فاعل ما فوق او نسبت دهند ، و بگويند فلان عمل كار فلان علت ، و آن ديگر كار آن علت است ، و هيچ ارتباطى بين اين اعمال نيست ، و هيچ رابطه اى بين اثر اين علت با ساير علل نيست و ساير علل هيچ نقش و سهمى در پديد آمدن و بقاى آن ندارند . و خلاصه هر حادثه اى پديد آمده ، سبب خودش مىباشد ، اگر ستارگانى در گردشند ، و درياهايى در موجند ، و كشتىهايى بر آبها در حركتند ، و اگر زمينى هست كه موجوداتى را بر دوش خود گرفته ، و اگر گياهانى مىرويند ، و حيواناتى مىجنبند ، و انسانهايى زندگى مىكنند ، و تلاش مىكنند نه رابطه اى روحى و معنوى بين آنها هست ، و نه وحدتى جسمى از ماده و قوه در بين آنها وجود دارد . و معلوم است چنين پندارى مستلزم يك پندار ديگر است ، و آن اين است ، كه نظير همين بى ارتباطى و جدايى را بين عناوين اعمال و صور افعال يعنى صورت خوب و بد خيال كنند ، و چنين پندارند كه خوب و بد و شقاوت و سعادت ، و هدايت ، و ضلالت ، و اطاعت و معصيت ، و احسان و اضرار ، و عدل و ظلم ، و امثال اين عناوين هيچ ارتباطى بهم ندارند ، و تحقق و وجودشان به هم پيوسته نيست . و غفلت كرده‌اند از اينكه اين عالم ، با همه اعيان موجودات و انواع مخلوقات كه در آن است ، تمامى اجزايش به هم مرتبط است ، جزئى از همين عالم است كه مبدل به جزئى ديگر

--> ( 1 ) خدا دلهايشان را واژگونه كرد ( سوره صف آيه 5 ) . ( 2 ) خدا هم ايشان را استهزا نموده ، طغيانشان را با دوام مىكند ( سوره بقره آيه 15 ) . ( 3 ) ما هم به عياشان آن قريه امر كرديم كه در آن قريه فسق و فجور كنند ( سوره اسراء آيه 16 ) .